سرویس: آذربایجانکد خبر: 8751015:23 - 1399/08/03
نسخه چاپی

ایران در جنگ قره باغ چه کرد؟!

 ایران در جنگ قره باغ چه کرد؟!
بحران قره باغ و نقش جمهوری اسلامی ایران در روند حل آن ، موضوعی است که ابهامات زیادی را در افکار عمومی ایجاد کرده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلیسبلان‌ما، بحران قره باغ و نقش جمهوری اسلامی ایران در روند حل آن ، موضوعی است که ابهامات زیادی را در افکار عمومی ایجاد کرده است، علی الخصوص تبلیغات خلاف واقع رسانه های بیگانه سوء استفاده آنان ازرویه سکوت رسمی دولت ایران ، فضا را برای القای برخی شبهات فراهم آورده است.

این یادداشت به بازخوانی سیاست ایران در خصوص حل این مناقشه و همچنین نقش نیروهای ایرانی در عرصه نظامی جنگ به روایت نیروهای آذری پرداخته است.

بحران قره باغ درحالی به اوج خود رسیده بود که جهان در حال سپری کردن یکی از پرتلاطم ترین زمان های خود بود، از سویی در منطقه خاورمیانه جنگ ایران و عراق به تازگی تمام شده و جنگ خلیج فارس آغاز شده بود، در اروپا بحران بوسنی و جنایات عجیب در آن در حال تحقق بود، شوروی به تازگی از هم فروپاشیده بود و روس ها در وضعیت عصبی به سر می بردند و از سوی دیگر در تاجیکستان و افغانستان نیز درگیری های مختلف ایجاد شده و در عراق شیعیان ثور شعبانیه در خلیج فارس آغاز شده بود، در چنین وضعیتی جنگ قره باغ که ریشه های صدساله داشت به اوج خود رسیده بود و این بحران که در کنار مرزهای ایران و در مقابل دیدگان مرزبانان و مرزنشینان ایرانی درحال وقوع بود نمی توانست ایران را بدون واکنش بگذارد.

ایران از سویی قصد نداشت که در وضعیت حساس منطقه و در حالی که از جنگی چندساله بیرون آمده بود، خود را وارد جنگی جدید بکند و با حضور مستقیم در جنگ قره باغ اولا موقعیت استراتژیک خود را در آینده قفقاز یکی از طرفین جنگ از دست داده و از سوی دیگر خود را رو در روی مستقیم روسیه قرار دهد.

همه بر این امر واقف بودند که روس ها طرفدار استقلال قره باغ از آذربایجان هستند و از این طریق قصد داشتند تا در آیندهی قفقاز جای پای محکمی در قفقاز به وجود آورند.(آندره ساخاروف در خاطرات خود از تلاش برای متقاعد کردن آذربایجان برای چشم پوشی از قره باغ سخنان مبسوطی دارد.)

از سوی دیگر ایران نمی توانست شاهد مظالمی که بر مسلمانان و شیعیان همسایه شمالی خود می رود و هیچ اقدامی را انجام ندهد. از همین رو ایران در دو عرصه سیاسی و میدانی وارد فعالیت شد.

در عرصه سیاسی ایران سعی کرد تا با حضور به عنوان یک میانجی هرچه سریع تر درگیری های نظامی را متوقف کند این تلاش های شبانه روزی ایران که از سوی تیمی اختصاصی در نهایت با کار شکنی های مسکو و نیز جبهه غربی به شکست انجامید و ایران نتوانست که جنگ قره باغ را به خاتمه برساند. ( محمود واعظی، نفر اصلی مذاکرات میانجی گری ایران در مسئله قره باغ و وزیر ارتباطات، خاطرات و تجربیات این دوره را در کتاب «میانجی گری در آسیای مرکزی و قفقاز تجربه جمهوری اسلامی » به صورت مبسوط بیان کرده است).

اما در عرصه میدانی ایران به صورت گسترده ای وارد فعالیت شد. از همان ابتدا استقلال آذربایجان و آغاز درگیری ها در قره باغ، این ایران بود که به عنوان تنها ملجأ دولت مردان باکو برای آنها شناخته میشد و در ادامه نیز این قضیه همچنان ادامه داشت. هاشمی رفسنجانی ، رئیس جمهور وقت در خاطرات سال 70 خود جزئیات قابل توجهی از درخواست های کمک آذربایجان و اقدامات ایران در این مورد بیان کرده است.

ایران از سویی موج کمک رسانی به آسیب دیدگان جنگ و آوارگان جنگی را به عهده گرفت از سویی دیگر مدل بوسنی را در قره باغ اجرا کرد. در این مدل ایران تا حد امکان از حضور وسیع میدانی در صحنه درگیری ها خودداری کرده و به عنوان راهنما و تعلیم دهنده در جبهه خودی حاضر میشد.

از همین روی محسن رضایی، فرمانده وقت کل سپاه پاسداران میگوید: «شخصا دستور داده بودم تا وضعیت منطقه قره باغ مشخص شود و ارتش جمهوری آذربایجان با تجهیزات نظامی مناسب تجهیز شده و آموزش های لازم نیز برگزار شود. حتی در آن زمان برای آموزش نظامی ویژه نیروهای نظامی آذربایجان دستورات لازم را صادر کرده بودم».

با این سیاست، ایران از سوی وظیفه کمک رسانی به آوارگان جنگی و از سوی دیگر وظیفه همکاری و همراهی با مردم مسلمان آذربایجان را به عهده گرفته بود. ایران از سویی سعی داشت تا با ایفای نقش میانجی پیش روی های روزانه ارمنستان که با کمک های تمام عیار روسیه همراه بود را متوقف کند و از سوی دیگر در میدان جنگ نیز به عنوان پشتوانه نیروهای آذربایجان اقدام کند.

اگر چه ایران تاکنون به دلایلی که معقول است جزء اظهارات محسن رضایی که گفته بود «تعداد زیادی ایرانی درجنگ قره باغ شرکت کردند که علاوه بر زخمی ها که به کشور منتقل شدند، تعداد زیادی از شهدای ایرانی جنگ قره باغ نیز در باکو مدفون هستند.» این اظهار نظر رسمی و آشکاری در مورد حضور نظامی ایرانیان در جنگ قره باغ است اما این مسئله بارها از زبان برخی از افراد جمهوری آذربایجان بیان شده است.

نور الدین خوجا از قهرمانان جنگ قره باغ و فرمانده گردان «بوزقورد»چندی پیش در مصاحبه ای که با شبکه اینترپرس این کشور داشت ضمن بیان نکات جالبی در مورد جنگ قره باغ با اشاره به نقش ایران در حوادث زنگیلان گفته بود: «در حوادث زنگیلان از ایران درخواست کمک کردیم. اگر آن زمان آتشی توپخانه ایران نبود مردم زنگیلان بصورت دسته جمعی قتل عام می شدند، اگر کمک ایران نبود در زنگیلان شاهد فاجعه ای بزرگتر از خوجالی می بودیم.»

همچنین روشن نوروز اوغلو از محققان سیاسی برجسته جمهوری آذربایجان نیز با بیان اینکه «سیمای سیاست ایران درباره متجاوزان به جمهوری آذربایجان همیشه صادقانه و با عظمت بوده است و ما این را در مناقشه قره باغ شاهد بودیم.» گفته بود در جنگ قره باغ شهروندان ایرانی در کنار آذربایجانی ها بودند، آنها معنای جنگ را می فهمیدند، ده ها شهروند ایرانی در جنگ با عراق حضور داشتند در جبهه قره باغ نیز حضور یافتند، آنها از همه اقوام ایرانی از جمله فارس، تورک و کرد بودند.

رییس مرکز غیر دولتی مبارزه بین المللی علیه تروریسم گفته بود: ما تحقیق کردیم در فاجعه خوجالی در فوریه 1992 در کنار آذربایجانی ها علیه جدایی طلبان ارمنی می جنگیدند ایرانی ها نیز حضور داشتند قبر 11 نفر از آنها را ما یافتیم، قبر تعدادی از آنها در خوجالی، لاچی، کلبجر، قوبادلی و شوشا قرار دارند.

روشن نوروز اوغلو تاکید کرده بود: رزمندگان ایرانی در قالب دسته جات وارد آذربایجان شدند و در جبهه های مختلف قره باغ جنگیدند و هدف آنها کمک به جمهوری آذربایجان و دفاع از یک کشور اسلامی بوده است.

حضور شهروندان ایرانی در راستای سیاستهای اسلامی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است و شهروندان ایرانی با عشق شهادت در جبهه های قره باغ حضور یافتند چون می دانستند امکان بازگشتشان نزدیک به صفر است همچنین مدت ها پیش یکی از رزمندگان ترکی جنگ قره باغ در بیان خاطرات خود از این جنگ در گفتگو با نگارنده از حضور ایرانیان در این جنگ و همسنگری اش با آنان سخن گفته و ادامه داد: حیف که آن دوره به ما اینطور تفهیم شده بود که ایرانی ها دشمن ما هستند و در حالی که برادران ایرانی که اتفاقا فارس زبان هم بودند در کنار ما می جنگیدند ما با آنها ارتباطی برقرار نمیکردیم نکته جالب آنجاست که ابوالفضل ایلچی بیگ که ضد ایرانی ترین عناصر در جمهوری آذربایجان بود در سخنانی اشاره کرده بود که با وجود اینکه ایران حاضر به کمک به ما بود اما کمک آنها را قبول نکردیم.

روزنامه رسپوبلیکا جمهوری آذربایجان در شماره26 مارس 1994 در گزارشی تحت عنوان "آذربایجان از دیدگاه ریاست جمهوری اسلامی ایران"چنین می نویسد: رییس جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با حوادث رویداده در جمهوری آذربایجان حساسیت بیشتری نشان میدهند و این موضوع تصادفی نیست زیرا جمهوری اسلامی ایران با جمهوری آذربایجان را دوستی و علایق فراوان پیوند می دهد، مناسبات موجود بین دو کشور سابقه هزار ساله دارد تنها اشاره به این موضوع کافی است که بزرکترین اقلیت قومی ایرانی شامل آذربایجانی ها می شود باید در نظر بگیریم علاوه بر این در طول تاریخ شخصیت های بزرگ آذربایجان در دولت های ایران نقش عمده ای داشته اند.

پرزیدنت رفسنجانی برای کمک به برادران مسلمان در جمهوری آذربایجان به ویژه اهالی نخجوان برای ادامه حیات آنها از نظر ارسال کالاهای مختلف فرمان های متعددی امضا کرده است، مجروحین جنگ جمهوری آذربایجان در بیمارستان های ایران بستری و مداوا می شوند. افزون بر این، پرزیدنت رفسنجانی دستور داده اند از مجروحین جنگ تعداد بیشتری را در بیمارستان های ایران معالجه و مداوا نمایند.

پرزیدنت هاشمی رفسنجانی در پیامی که برای حیدر علی اف رئیس جمهور آذربایجان فرستادند نارضایتی خودشان را از تهاجم ارمنی ها به منطقه آغدام بیان کردند، ایشان ضمن اعلام کمک های همه جانبه ایران به جمهوری آذربایجان تجاوز ارامنه را به خاک قره باغ محکوم نمودند، درمکالمات تلفنی بین روسای جمهور دو کشور، جناب آقای رفسنجانی لزوم تخلیه اراضی اشغال شده از طرف نیروی های متجاوز ارمنی را خواستار شده گفته اند، ما همیشه غم غصه برادران آذربایجانی را غم غصه خودمان تلقی می کنیم، سختی های شما سختی های ماست به همین جهت هیچ کمکی را در حق شما دریغ نخواهیم کرد.(به نقل از کتاب نگاه به آیندهجمهوری آذربایجان، نوشته مرحوم حمید ملا زاده،صص 30-31).

  اما چرا در آن دوره با وجود کمک های ایران به جمهوری آذربایجان ابتدا باکو جنگ را واگذار کرد و سپس ایران را به عنوان متهم به همکاری با ایروان کرد؟ این دو پرسش از جمله پرسش های قابل تأمل در  مورد مسئله جنگ قره باغ و مناسبات پشت پرده ایران و جمهوری آذربایجان است.

شاید بتوان چنین گفت که هم بلوک شرق و هم بلوک غرب و هم رقبای منطقه ای ایران با ادامه حضور ایران متوجه شده بودند که ایران و اندیشه اصیل اسلام انقلابی از چنان جذابیتی برای مسلمانان برخوردار است که در صورت ادامه فعالیت ایران در منطقه قفقاز در واقع شاهد بروز و ایجاد یک حزب الله جدید در منطقه استراتژیک قفقاز خواهیم بود.

از همین رو علاوه برآن که با توطئه سه جانبه مسکو، باکو و ایروان فاجعه شهر شوشا در شب پایانی مذاکرات آتش بس تهران به وقوع پیوست تا نقش ایران در عرصه سیاسی از بین برود و در عرصه نظامی نیز مستشاران و رزمندگان ایرانی بی آنکه تقدیری شایسته از آنان انجام گیرد از آذربایجان خارج شدند. در واقع به قول نورالدین خوجا «آذربایجان جنگ را نه در قره باغ که در باکو واگذار کرد».

 

انتهای پیام/آ

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد