سبلان ما

پایگاه خبری تحلیلی

سبلان ما

شنبه 9 خرداد 1405
  • گروه: فرهنگی
  • کد خبر: 73309
  • بازدید: 820
  • 1404/09/03 - 06:30:43

۳ آلاله گمنام دیار سبلان را عطرآگین کردند؛

اردبیل معطر به عطر بهشت

اردبیل معطر به عطر بهشت

اینجا دارالارشاد اردبیل است؛ خاکی که از دلش ایمان می‌جوشد و از میان یخ و برف، شقایق می‌رویاند، این دیار امروز با تشییع سه گُل بی‌نام، به زمینِ همیشه معطر بدل می‌شود.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، هوا کمی سوز دارد، اما دل‌ها گرم‌تر از همیشه است؛ از سپیده‌ پنجشنبه‌ای که سه شهید گمنام پا به خاک دارالارشاد گذاشتند، اردبیل دیگر هوای معمولی ندارد و  نسیمش بوی سیب می‌دهد، بوی نرگس و شقایق، بوی غربتی آشنا که از دوردست‌های جبهه برمی‌گردد. 

سه تابوت مزین به پرچم سه رنگ ایران و سبک‌تر از روح، آرام بر دوش مردم موج می‌خورند. در هر کوچه و میدان، صف‌های اشک و انتظار و کودکان مدرسه‌، با گونه‌های یخ‌زده از سرمای  روزهای آخر آبانماه و آغازین روزهای آذرماه ، گل‌های سرخ را مثل وعده‌ای مقدس با دو دست کوچکشان به سمت تابوت‌ها می‌گیرند. لبخند می‌زنند، بی‌آنکه معنای گمنام را بدانند، اما می‌فهمند اینها فرزندان همین خاک‌اند، همان‌هایی که برای آرامشِ امروزشان دل از خانه کندند. 

مادران قاب به دست ایستاده‌اند؛ قاب‌هایی که هنوز تصویر پسرانشان را کم دارند. قاب را نزدیک صورت گرفته‌اند، انگار می‌خواهند در قاب، عطر این شهیدان را جا دهند تا خانه‌شان همیشه خوش‌بو بماند به نام « جوانی که بازنگشت»،  

خواهران با چادرهای مشکی و نگاه‌هایی فروزان، دست بر سینه و لب‌خوانِ «یا زهرا» صدایشان آرام، اما پرقدرت است.  

پدران با قدهای خمیده و نگاه‌هایی که هزار فرسنگ خاطره را در خود دارند، لبخند می‌زنند، چون می‌دانند صبر برایشان نوعی عبادت شده است.  

شهر بی‌قرار است. از اردبیل تا بیله‌سوار و مشگین‌شهر مردم چون موج، پشت سر نور راه افتاده‌اند. در هر توقف، بوی صلوات، بوی اشک و احترام می‌پیچد.

در شب شهادت حضرت زهرا(س)، مهدیه اردبیل لبریز از نور شمع‌هاست. صدای روضه با هق‌هق مادران درهم آمیخته؛ شمع‌ها آرام می‌سوزند و شعله‌هایشان انعکاس دل‌هایی‌اند که در این وداع، دوباره داغ دیدند.

و امروز، روز وعده است؛ روزی که زمینْ دامن خود را گشوده تا میزبان آسمان شود.  
در روستای آق‌قاسملو رضی مشگین‌شهر, خاک با احترام کنار می‌رود؛ جان و دلِ مردم، فرش راهِ شهیدان است.  
در بیله‌سوار  پیرمردی با عصا، اشک در چشم دارد و  پنج روز است که منتظر  رسیدن میهمان عزیزتر از جانش است، او زیر لب می‌گوید: خوش آمدی پسرم، هرچند نامت را نمی‌دانم، اما دلم تو را شناخته است.

و در محوطه دادگستری اردبیل پرچم‌ها بالا رفته‌اند و مردمی یک‌دل، خاک را با اشک غسل می‌دهند تا یک پرنده‌ی رهایی،  امروز در دلِ این شهر آرام بگیرد. 

فریاد یا حسین ( ع)، یا زهرا(س)  بار دیگر در کوه‌ها و دره‌ها می‌پیچد. باد روی مزارها می‌رقصد، پرچم‌ها با آن هم‌نوا می‌شوند، و اردبیل دوباره مامنِ عشق و ایمان است. 

اینجا دارالارشاد اردبیل است؛ خاکی که از دلش ایمان می‌جوشد، خاکی که از میان یخ و برف، شقایق می‌رویاند، و امروز با دفنِ سه گل بی‌نام، به زمینِ همیشه معطر بدل می‌شود.  
امروز سه لاله‌ در دیار سبلان سر به خاک می‌گذارند و کودکان گل بر مزار خواهند ریخت و مادران دو دست بر سینه و چشم‌ها به افق، نغمه‌ای آرام خواهند سرود: «شهیدانِ من، خوش آمدید به خانه‌ی خویش.»

انتهای خبر/ ش

اشتراک‌گذاری

  • اردبیل معطر به عطر بهشت

دیدگاه‌ها

  • وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما برای ما مهم است
بیست‌ودو منهای هشت