سبلان ما

پایگاه خبری تحلیلی

سبلان ما

پنج‌شنبه 11 دی 1404
  • گروه: اجتماعی
  • کد خبر: 73316
  • بازدید: 1,480
  • 1404/09/03 - 15:22:58

حاشیه‌های از یک تشییع باشکوه را بخوانید؛

وداع باشکوه از شلمچه تا روستای آق‌قاسملو

وداع باشکوه از شلمچه تا روستای آق‌قاسملو

سرانجام کاروان شهید به روستای آق‌قاسملو از توابع بخش رضی (ارشق) رسید؛ مردان و زنان روستا از صبح زود، خود را برای میزبانی آماده کرده‌اند، کوچه‌های خاکی غرق در عطر گل است و همه منتظر یک مهمان خاص هستند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»،در سالروز شهادت بانوی دو عالم، امروز شهیدی گمنام در مشگین‌شهر به خاک سپرده شد، در مسیر کاروان عشق ابرها سبک‌تر به نظر می‌رسند، باد در میان شاخه‌های درختان کهن‌شهر، زمزمه‌هایی غریب دارد و خورشید، گویی با حرارتی کمتر می‌تابد تا همدردی خود را با غم فراق یگانه دخت پیامبر (ص) نشان دهد.

حتی کوچه‌های مشگین‌شهر نیز امروز رنگ و بوی دیگری دارد. از در و دیوار خانه‌های قدیمی که خاطرات نسل‌ها را در سینه دارند گرفته تا ساختمان‌های نوساز که با شیشه‌های براق به آینده می‌نگرند، همه‌وهمه در یک نقطه خاص به نام عشق به شهید به هم می‌رسند.

کودکان؛ معصومانه‌ترین حلقهٔ زنجیره عشق به کاروان شهدا 

علی پسرک هشت‌ساله‌ای با موهای ژولیده و چشمان درشت، پرچم کوچک سه‌رنگی را بالای سر گرفته است. او هرگز شهید را ندیده، اما در دل کوچکش می‌داند که این پرچم، به خون کسانی مثل این شهید گمنام رنگ گرفته است. با شوقی کودکانه به مادرش می‌گوید: مامان این شهید رفت تا ما راحت زندگی کنیم؟

فاطمه دختر هفده‌ساله‌ای که خود را برای کنکور آماده می‌کند، با چشمانی براق می‌گوید: وقتی این صحنه‌ها را می‌بینم، انگیزه‌ام برای درس‌خواندن و خدمت به کشور چندبرابر می‌شود. این شهید برای آیندهٔ ما جنگید و من هم باید برای ساختن آن آینده تلاش کنم.

عباس آقا پیرمرد هفتادساله که خود خاطرات جنگ را به چشم دیده، بر نیمکتی در گوشهٔ مسجد تکیه داده و با دستانی لرزان، تسبیح می‌گرداند. نگاهش به دنبال تابوت است؛ گویی هر شهید گمنامی برای او، یادآور رفیقان گمنامی است که در دل خاک‌های مرزی جامانده‌اند. او آهی می‌کشد و زیر لب زمزمه می‌کند: خوشا به حالتان که به محبوب رسیدید... و از قافله عشق جا ماندیم.

 نگاه مادران شهدا؛ حلقه‌ای وصل‌کننده به حضرت زهرا (س)

مادری که دو پسرش را در اوج جوانی به انقلاب اسلامی تقدیم کرده، با چهره‌ای آرام اما چشمانی پر از اشک، می‌گوید: در این روزها که به یاد مظلومیت حضرت زهرا (س) هستیم، آمدن این شهید گمنام برای من، یادآور همهٔ مظلومیت‌هایی است که در راه حق کشیده شده است. فاطمه زهرا (س) تنها نماند؛ او میلیون‌ها فرزند دارد که هرکدام، چون فرزندان من، برای آرمان‌های او جان دادند.



همسر شهیدی که سال‌هاست بدون همسر، فرزندانش را بزرگ کرده، با غرور خاصی می‌گوید: همسرم همیشه می‌گفت: ما باید راهی را ادامه دهیم که حضرت زهرا (س) و امام حسین (ع) آغاز کردند. امروز که این شهید گمنام را می‌بینم، احساس می‌کنم همسرم دوباره به خانه بازگشته است.

 کاروان استقبال شهید گمنام، مسیری طولانی را در شهر پیمود. از مقابل مدارسی گذشت که روزگاری شهید، همچون دانش‌آموزانش در آنجا درس زندگی آموخته بود. از مقابل دانشگاهی گذشت که جوانانش، امروز درس ایثار را از این شهید می‌آموزند. از مقابل دکان‌های بازار قدیم گذشت که کسبه، به احترامش کسب و کار را رها کردند و به استقبالش شتافتند.



آغوش روستای آق قاسملو؛ آرامش در سایه سار سبلان

سرانجام کاروان شهید، راهی روستای آق قاسملو از توابع بخش رضی  (ارشق) شد. مردان و زنان روستا، از صبح زود، خود را برای میزبانی آماده کرده بودند. کوچه‌های خاکی، غرق در عطر گل یاس و شببو بود و از هر خانه، بوی نذری به مشام می‌رسید.

کودکان روستایی با دسته‌های گل رز ، در دو طرف جاده صف بسته بودن پیرمردان روستا با عمامه‌های سفید و ریش‌های سفید، با وقار و متانت در مقابل مسجد ایستاده بودند زنان روستایی با سینی‌های مسی پر از شیرینی‌های محلی و شربت‌های خانگی از میهمانان پذیرایی می‌کردند.

شهید گمنام  و مهمان خاص روستای آق قاسملو بخش ارشق شهرستان مشگین‌شهر، جوان ۲۴ ساله‌ است که در عملیات کربلای پنج در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نایل آمده است.

لحظه خاکسپاری؛ آمیزه‌ای از غم و افتخار

هنگامی که پیکر پاک شهید را در خاک می‌نهادند، آسمان روستا غرق در سکوتی معنوی شد. مادران شهدا با چشمانی اشک‌بار و دلی پرامید، بر مزار شهید گل می‌پاشیدند. جوانان روستا با صورت‌های مصمم و چشمانی پر از عشق، حلقه‌وار دور قبر ایستاده بودند و کودکان معصوم با دست‌های کوچک خود، مشغول پاشیدن گلاب بر مزار شهید بودند.

 پیرمردی هشتادساله از اهالی روستا، با چشمانی پر از اشک گفت: در طول عمرم، چنین روز پربرکتی را به یاد ندارم. امروز روستای ما میزبان فرشته‌ای از بهشت شد.

 از این پس روستای آق قاسملو نه‌تنها یک نقطه بر روی نقشه که مکانی مقدس و زیارتگاهی برای عاشقان شهدا خواهد بود. آرامگاه این شهید گمنام، همچون چراغی همیشه روشن، راهنمای مسیر حق و حقیقت خواهد بود برای همه کسانی که در جست‌وجوی راه راست هستند.

آمدن شهید گمنام به مشگین‌شهر در آستانه ایام فاطمیه، تنها یک مراسم معمولی نبود. این رویداد، تجلی‌گاه عشق مردمی بود که با خون شهدا، پیمان بسته‌اند. شهید گمنام ما اینک در آغوش روستای آق‌قاسملو آرمیده است، اما روح بلندش در تمامی این دیار سیر می‌کند و برکات وجودش، تا ابد در قلب مردم این سرزمین جاری خواهد بود.

خبر از: فاطمه رضایی
انتهای خبر/ ش

اشتراک‌گذاری

  • وداع باشکوه از شلمچه تا روستای آق‌قاسملو

دیدگاه‌ها

  • وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما برای ما مهم است
چهارده به‌اضافه پنج