- گروه: سیاسی
- کد خبر: 77067
- بازدید: 32
- 1405/08/02 - 08:25:40
یادداشت؛
جنگ ایران و بحران انتخاباتی جمهوریخواهان
شدید تنش میان ایران و آمریکا و آغاز رویارویی نظامی در فوریه ۲۰۲۶، سیاست خارجی را به یکی از عوامل مؤثر بر فضای سیاسی داخلی ایالات متحده تبدیل کرده است.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، محمدرضا کفاش جمشید عضو شورای علمی اندیشکده حکمرانی و قانون گذاری استان اردبیل در یادداشتی نوشت: تشدید تنش میان ایران و آمریکا و آغاز رویارویی نظامی در فوریه ۲۰۲۶، سیاست خارجی را به یکی از عوامل مؤثر بر فضای سیاسی داخلی ایالات متحده تبدیل کرده است. این جنگ، علاوه بر پیامدهای امنیتی و منطقهای، نگرانیهایی درباره افزایش قیمت انرژی، هزینههای نظامی، تلفات احتمالی نیروهای آمریکایی و احتمال طولانیشدن درگیری ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶ به آزمونی برای سنجش واکنش افکار عمومی به سیاستهای دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است.
بر اساس نظرسنجی رویترز و مؤسسه ایپسوس که نتایج آن در ۱۹ اکتبر منتشر شد، رضایت از عملکرد ترامپ به ۳۱ درصد رسیده بود. همچنین، در ترجیح رأیدهندگان برای انتخابات کنگره، دموکراتها با ۴۷ درصد در برابر ۳۵ درصد جمهوریخواهان پیش بودند. این فاصله ۱۲ واحد درصدی، نشانهای از دشواری انتخاباتی حزب حاکم است. از سوی دیگر، نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در اوایل اکتبر نشان میداد که ۶۵ درصد پاسخدهندگان از نحوه مدیریت جنگ توسط ترامپ ناراضیاند و ۷۳ درصد درباره افزایش قیمت سوخت ابراز نگرانی کردهاند.
این شواهد نشان میدهند که جنگ ایران دیگر صرفاً موضوعی در حوزه سیاست خارجی نیست؛ بلکه به مسئلهای مرتبط با اقتصاد، رضایت عمومی از دولت و رقابت احزاب تبدیل شده است. پرسش اصلی این است که آیا پیامدهای جنگ میتواند موقعیت انتخاباتی جمهوریخواهان را به اندازهای تضعیف کند که کنترل کنگره به دموکراتها منتقل شود؟
نظرسنجیها و مدلهای انتخاباتی؛ نشانههای افول موقعیت جمهوریخواهان
نظرسنجیهای عمومی و مدلهای پیشبینی انتخابات در هفتههای منتهی به انتخابات، از افزایش احتمال تغییر اکثریت مجلس نمایندگان به سود دموکراتها حکایت دارند. برای نمونه، مدل انتخاباتی اسکروتینل در ۲۲ اکتبر احتمال کنترل مجلس نمایندگان توسط دموکراتها را ۹۴ درصد و احتمال کسب اکثریت سنا را ۶۴ درصد برآورد کرده بود. در مقابل، مدل «دیدیاچکیو» احتمالهای پایینتری را برای دموکراتها گزارش میکرد: ۷۸ درصد برای مجلس نمایندگان و ۵۶ درصد برای سنا.
اختلاف میان این مدلها نشان میدهد که نمیتوان نتیجه انتخابات را قطعی دانست؛ زیرا هر مدل بر اساس روش محاسباتی، دادهها و مفروضات متفاوتی عمل میکند. بااینحال، جهت کلی برآوردها حاکی از آن است که خطر از دست رفتن مجلس نمایندگان برای جمهوریخواهان جدیتر از خطر از دست دادن سناست. درباره سنا، رقابت نزدیکتر و عدمقطعیت بیشتری وجود دارد.
بنابراین، باید میان احتمال از دست رفتن اکثریت و شکست سنگین انتخاباتی تفاوت گذاشت. تغییر اکثریت یک مجلس الزاماً به معنای از دست دادن شمار زیادی از کرسیها نیست؛ برای ارزیابی شدت شکست باید نتایج حوزههای رقابتی و میزان جابهجایی کرسیها نیز بررسی شود.
پاسخ به این سوال هم مهم است: جنگ ایران چگونه میتواند حمایت انتخاباتی از جمهوریخواهان را کاهش دهد؟
تأثیر جنگ بر انتخابات را میتوان از طریق سه سازوکار اصلی توضیح داد.
نخست، افزایش هزینههای زندگی است. اگر افزایش قیمت سوخت و حملونقل به جنگ نسبت داده شود، بخشی از رأیدهندگان ممکن است دولت را مسئول کاهش قدرت خرید خود بدانند. این مسئله بهویژه برای جمهوریخواهان اهمیت دارد؛ زیرا وضعیت اقتصادی و هزینه زندگی از معیارهای مهم ارزیابی عملکرد دولت محسوب میشوند.
دوم، افزایش هزینه سیاسی و امنیتی جنگ است. طولانیشدن درگیری، افزایش تلفات نظامیان و روشننبودن نتیجه نهایی میتواند پرسشهایی درباره ضرورت، اهداف و هزینههای عملیات نظامی ایجاد کند. در چنین وضعیتی، نامزدهای جمهوریخواه در حوزههای رقابتی ممکن است ناچار شوند میان دفاع از سیاستهای رئیسجمهور و پاسخگویی به نگرانیهای رأیدهندگان تعادل برقرار کنند.
سوم، بسیج انتخاباتی مخالفان دولت است. نارضایتی از جنگ لزوماً به تغییر گرایش حزبی شهروندان منجر نمیشود، اما میتواند مشارکت مخالفان دولت را افزایش دهد. اگر این افزایش مشارکت در حوزههای رقابتی متمرکز شود، حتی تغییر نسبتاً محدود در آرای انتخاباتی میتواند بر نتیجه برخی رقابتها اثر بگذارد.بااینحال، نمیتوان تمام کاهش حمایت از جمهوریخواهان را به جنگ نسبت داد. وضعیت اقتصادی پیش از آغاز درگیری، سیاستهای مهاجرتی، مسائل اجتماعی و عملکرد نامزدها نیز بر رفتار انتخاباتی اثر میگذارند. ازاینرو، جنگ را باید یکی از عوامل مؤثر و احتمالاً تشدیدکننده آسیبپذیری انتخاباتی جمهوریخواهان دانست، نه علت یگانه آن.
پیامدهای تغییر اکثریت کنگره برای آینده سیاسی ترامپ
اگر دموکراتها اکثریت مجلس نمایندگان را به دست آورند، توان آنان برای نظارت بر عملکرد دولت، انجام تحقیقات و احضار مقامهای دولتی افزایش خواهد یافت. در صورت تغییر اکثریت سنا نیز روند تأیید انتصابهای قضایی و برخی مقامهای دولتی میتواند با موانع بیشتری مواجه شود.
چنین وضعیتی به معنای پایان اختیارات ریاستجمهوری ترامپ نیست؛ او همچنان از اختیارات اجرایی و حق وتو برخوردار خواهد بود. بااینحال، از دست دادن اکثریت کنگره میتواند پیشبرد بخشهایی از دستور کار دولت را دشوارتر کند و دو سال پایانی ریاستجمهوری او را با نظارت و فشار سیاسی بیشتری همراه سازد.
از این منظر، اهمیت انتخابات میاندورهای فقط در تعداد کرسیهای بهدستآمده یا ازدسترفته نیست؛ بلکه در تغییر ظرفیت نهادی دولت و مخالفان آن نیز نهفته است. پیروزی دموکراتها در یک یا هر دو مجلس میتواند توازن قدرت میان قوه مجریه و کنگره را تغییر دهد.جمعبندی
مجموع شواهد نظرسنجیها و مدلهای انتخاباتی تا اواخر اکتبر ۲۰۲۶ نشان میدهد که جمهوریخواهان با چالشی جدی مواجهاند. کاهش رضایت از عملکرد ترامپ، برتری دموکراتها در ترجیح عمومی رأیدهندگان و نگرانی درباره هزینههای جنگ، شرایطی ایجاد کرده است که میتواند به تغییر اکثریت در کنگره منجر شود.
در این میان، احتمال انتقال کنترل مجلس نمایندگان به دموکراتها از پشتوانه بیشتری برخوردار است؛ درحالیکه رقابت برای سنا همچنان نامطمئنتر است. اگر جنگ بدون دستاورد روشن ادامه یابد و فشارهای اقتصادی پابرجا بماند، آسیبپذیری انتخاباتی جمهوریخواهان ممکن است افزایش یابد. در مقابل، کاهش پایدار تنش یا دستیابی به توافقی که از نظر افکار عمومی موفقیتآمیز تلقی شود، میتواند بخشی از این فشار را تعدیل کند.
نتیجه اصلی این است که جنگ ایران ممکن است به عاملی برای بازآرایی قدرت سیاسی در داخل آمریکا تبدیل شود؛ اما شدت این تحول به تداوم جنگ، وضعیت اقتصادی، برداشت رأیدهندگان از عملکرد دولت و میزان مشارکت انتخاباتی بستگی دارد. بنابراین، سناریوی از دست رفتن مجلس نمایندگان برای جمهوریخواهان جدی است و احتمال تغییر اکثریت سنا نیز قابل اعتناست.انتهای خبر/ م
اشتراکگذاری
- وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاهها