- گروه: فرهنگی
- کد خبر: 77079
- بازدید: 211
- 1405/08/03 - 11:55:34
گزارش سبلان ما از غربت نقشهای اصیل در بازار پوشاک اردبیل؛
لباسهای بومی چرا از کمد ما جا ماندند؟
لباسهای بومی که روزگاری نماد هویت و اصالت بودند، امروز جای کمتری در کمد نسل جدید دارند؛ نسلی که حتی «تومانکوینک» را کمتر میشناسد. آیا طراحان اردبیلی میتوانند با پیوند سنت و مدرن، این میراث را احیا کنند؟
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، لباس بومی هر قوم، فراتر از پوششی برای محافظت در برابر سرما و گرما، بخشی از هویت فرهنگی و بازتابی از تاریخ، هنر و شیوه زندگی مردم آن منطقه است. بااینحال، حضور کمرنگ این پوششها در زندگی روزمره و ویترین فروشگاههای پوشاک، پرسشهایی درباره سرنوشت این میراث فرهنگی در دنیای مد امروز مطرح میکند.

آیا تغییر سلیقه نسل جدید تنها عامل فاصلهگرفتن از لباسهای بومی است؟ یا اینکه در معرفی، بازآفرینی و هماهنگکردن این پوششها با نیازها و سلیقه نسل امروز نیز کوتاهی شده است؟
نسل جوان و واژه ناآشنای «تومانکوینک»
کافی است با جوانان و نوجوانان امروز درباره لباسهای سنتی آذربایجان گفتگو کنیم؛ ممکن است واژه «تومانکوینک»، که در این گزارش به پیراهن و دامن سنتی آذربایجان اشاره دارد، برای بسیاری از آنها ناآشنا باشد یا تنها تصویری از پوشش نسلهای گذشته را به یادشان بیاورد.
این فاصله نسلی، ضرورت بازشناساندن پوششهای بومی را بیش از گذشته نمایان میکند؛ لباسهایی که در کنار کاربرد روزمره، حامل نقشها، رنگها و شیوههای دوخت برخاسته از فرهنگ هر منطقهاند.
پرسش اینجاست که آیا باید این میراث را تنها در عکسهای قدیمی و مجموعههای تاریخی حفظ کرد یا میتوان آن را با طراحیهای تازه، دوباره به زندگی روزمره بازگرداند؟

پیوند طراحی نوین با نقشونگارهای بومی
در میان تلاشها برای پاسخ به این پرسش، برخی طراحان جوان به دنبال راهی برای پیوند هنر لباسهای سنتی با نیازهای پوشاک امروزی هستند.
پریوش نوعیاقدم، از طراحان جوان لباس در اردبیل، درباره تجربه گروه خود در این زمینه به خبرنگار «سبلان ما»، میگوید: ما چند نفر از علاقهمندان دور هم جمع شدیم تا با روشهای نوین، اصالت لباسهایمان را زنده نگه داریم. نمیتوان از نسل امروز انتظار داشت لباس صد سال پیش را عیناً در محل کار، دانشگاه یا مهمانی بپوشد؛ بنابراین کار را با طراحی دیجیتال آغاز کردیم. المانهای بومی و نقوش اصیل ایرانی را روی دکمهها، سرآستینها، یقهها و حاشیهها نشاندیم تا لباسی امروزی، زیبا و فاخر با رنگوبوی ایرانی خلق کنیم.»
این طراح جوان اردبیلی با اشاره به فعالیتهای شرکت دانشبنیان طراحان پوشاک تنآفرین در زمینه طراحی لباس با استفاده از نرمافزارهای روز دنیا، بر ضرورت حمایت بیشتر از این فعالیتها تأکید میکند.
او میگوید: انتظار داریم حمایت بیشتری برای تجهیز مجموعه صورت بگیرد و فضای بزرگتری در اختیار ما قرار گیرد تا این ایدههای خلاقانه، متناسب با فرهنگ و هویت ایرانی، بیشتر دیده شوند.
این تجربه نشان میدهد که بازآفرینی لباس بومی لزوماً به معنای تکرار پوششهای گذشته نیست؛ بلکه میتوان با بهرهگیری از ابزارهای طراحی جدید، بخشی از نقشها و عناصر فرهنگی را در لباسهایی متناسب با زندگی امروز به کار گرفت.
حسرت تنوع در ویترینهای پوشاک
در سوی دیگر این ماجرا، بازار پوشاک قرار دارد؛ بازاری که از نگاه برخی خریداران، تنوع کافی در ارائه طرحهای متمایز و برگرفته از فرهنگ ایرانی ندارد.
در یکی از مراکز خرید، با بانویی گفتگو میکنم که ساعتها برای یافتن شومیز و شلواری متفاوت برای حضور در یک مراسم وقت صرف کرده است. او از تجربه خود میگوید: ساعتهاست دنبال یک لباس شیک و متمایز با طرح ایرانی میگردم، اما ویترینها همه یکشکل و تکراری شدهاند. تنها تفاوت لباسها در برچسب ترک یا چینی بودن و قیمت آنهاست! وقتی نگاه میکنید، تقریباً هیچ ردی از فرهنگ خودمان در آنها دیده نمیشود.
او در ادامه، با اشاره به رنگهای پاییزی، از تفاوت میان طبیعت رنگارنگ این فصل و آنچه در پوشاک روزمره میبیند، انتقاد میکند: پاییز فصل هزاررنگ، زیبا و دوستداشتنی است. اما برخلاف پوشش نیاکان ما که خود یک پاییز هزاررنگ و زنده بود، لباسهای پاییزی امروز ما خاکستری، تیره و بیرمقاند و هیچ سنخیتی با این طبیعت بینظیر ندارند.
این نگاه، فراتر از انتخاب رنگ و مدل لباس، به خواسته بخشی از خریداران برای دسترسی به پوشاکی متفاوت اشاره دارد؛ پوشاکی که در کنار زیبایی و کاربرد، نشانی از فرهنگ و هنر بومی نیز داشته باشد.

رقابت دشوار طراحان لباس بومی در بازار
بانوی دیگری که به جمع ما میپیوندد، از محدودبودن فروشگاههای عرضهکننده لباس سنتی بازطراحیشده و دشواری دیدهشدن این محصولات در بازار میگوید:در تمام بازار شهر، شاید به تعداد انگشتان یک دست هم مغازهای پیدا نکنید که لباس سنتی بهروزشده بفروشد. وقتی بازار در اختیار پوشاک ارزانقیمت یا برندهای غربی و شرقی است، چند طراح یا فروشگاه محدود که به عرضه لباسهای اصیل میپردازند، بدون حمایت و دیدهشدن بهسختی دوام میآورند.
این گفته، توجه را به یکی از چالشهای پیش روی طراحان لباس بومی جلب میکند: حتی اگر ایدهای خلاقانه برای بازآفرینی پوشش سنتی وجود داشته باشد، معرفی محصول، دسترسی به امکانات تولید، تأمین فضای مناسب و یافتن مشتری نیز در تداوم این فعالیتها نقش دارند.
از این منظر، احیای لباس بومی تنها به خلاقیت طراحان وابسته نیست؛ فراهمشدن زمینه تولید و عرضه و آشنایی بیشتر مخاطبان با این محصولات نیز اهمیت دارد.
زندهماندن فرهنگ در گرو حضور آن در زندگی روزمره
احیای لباس سنتی به معنای بازگشت به گذشته یا فاصلهگرفتن از دنیای مدرن نیست؛ بلکه میتوان با حفظ عناصر هویتی و فرهنگی، آنها را در قالبهایی متناسب با نیازهای امروز بازآفرینی کرد. استفاده از نقشونگارهای بومی در طراحی یقه، سرآستین، دکمه و حاشیه لباس، نمونهای از ظرفیتهایی است که میتواند میان میراث فرهنگی و پوشاک امروزی پیوند برقرار کند.
در این مسیر، طراحان به امکانات و فضای مناسب برای توسعه فعالیتهای خود نیاز دارند و بازار نیز باید فرصت بیشتری برای عرضه و معرفی محصولات مبتنی بر فرهنگ بومی فراهم کند. حمایت نهادهای مرتبط با حوزه مد و لباس، صنایعدستی و تولید، در کنار توجه به سلیقه و نیاز مصرفکنندگان، میتواند به گسترش این جریان کمک کند.
«تومانکوینک» و دیگر پوششهای بومی، زمانی از محدوده خاطرات و تصاویر قدیمی فراتر میروند که امکان حضور دوباره آنها در زندگی روزمره فراهم شود؛ نه لزوماً با تکرار شکل گذشته، بلکه با طراحیهایی تازه که ریشههای فرهنگی را حفظ میکنند و با زندگی امروز سازگارند.
انتهای خبر/ ش
اشتراکگذاری
- وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاهها