سبلان ما

پایگاه خبری تحلیلی

سبلان ما

جمعه 12 دی 1404
  • گروه: فرهنگی
  • کد خبر: 72945
  • بازدید: 1,272
  • 1404/07/23 - 14:33:00

سبلان‌ما گزارش می‌دهد؛

روایت بانوی آلوارسی که فقط لباس محلی می‌دوزد

روایت بانوی آلوارسی که فقط لباس محلی می‌دوزد

لباس‌های محلی، صرفاً پوشش نیستند؛ آن‌ها تاریخ شفاهی یک قوم‌اند که با نقش‌ها، رنگ‌ها و دوخت‌هایشان داستان‌های نسل‌ها را روایت می‌کنند و در روستای آلوارس نیز بانویی تلاش می‌کند با هر کوک هویت فرهنگی یک سرزمین را بر تَن‌ها بنشاند.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، در روزگار شتاب‌زده‌ای که ماشین‌ها جایگزین دست‌ها شده‌اند و لباس‌های آماده، اصالت و زیبایی لباس‌های محلی را به فراموشی سپرده‌اند، هنوز در قلب روستای آلوارس، بانویی هنرمند با عشقی مثال‌زدنی، میراثی زنده را بر دوش می‌کشد؛ «زهرا روحی»، خیاطی که پنج سال است با چرخ خانگی‌اش، نه فقط پارچه، بلکه خاطرات و هویت فرهنگی یک سرزمین را بر تن می‌نشاند.

 او نماد ایستادگی زنانی است که هنر دوخت لباس‌های سنتی و رنگارنگ را که ریشه در فرهنگ کهن دارند، با مهارت و وسواس خاصی زنده نگه داشته‌اند؛ این خیاط در مصاحبه‌ای صمیمانه با خبرنگار«سبلان ما»،  از سختی‌های این مسیر، تقابل میان دستمزدهای ناچیز روستا و ارزش واقعی هنر دست، و چشم‌اندازی برای بقای این هنر در برابر مهاجرت و کمبود امکانات سخن می‌گوید.

سفری به دنیای خیاطی سنتی بدون الگو

زهرا روحی، زنی پرتلاش و هنرمند، پنج سال پیش کار خود را در حرفه خیاطی آغاز کرد؛ آنچه کار او را متمایز می‌سازد، فقدان آموزش‌های دانشگاهی رسمی است او مهارت چشمگیری در دوخت لباس‌های سنتی کسب کرده؛ هنری که ریشه در اصالت و تجربه‌های شفاهی منتقل شده در طول زمان دارد.

 مشتریانش می‌گویند: مهارت این بانو نه از کتاب‌ها، بلکه از مشاهدات دقیق و غریزه سرچشمه می‌گیرد؛ یک موهبت ذاتی که با پنج سال تمرین مستمر، اکنون به درجه‌ای از مهارت دست‌یافته که وقتی روبروی پارچه خام قرار می‌گیرد. او الگویی نمی‌کشد؛ نه روی کاغذ و نه با گچ روی پارچه. او پارچه خام را در دستانش لمس می‌کند، وزن و کشش آن را می‌فهمد و بدون هیچ تردیدی، می‌داند که برش کجاست. این یک زبان بصری و لمسی است که تنها سال‌ها تعامل با جنس مواد اولیه می‌تواند آن را بیاموزد.

این هنرمند خیاط با تبسمی بر لب در این باره می‌گوید: کارم را پنج سال پیش شروع کردم، بیشتر کارهایی که انجام می‌دهم سنتی هستند و بدون استفاده از الگو دوخته می‌شوند. این توانایی، بیشتر از آنکه یادگرفتنی باشد، حسی است که باید در وجودت باشد؛ علاقه از دوران کودکی جرقه این مسیر بود و در کنار آن، هدفم ایجاد یک منبع درآمد پایدار برای خانواده‌ام بود.

این خیاط جوان ادامه می‌دهد: خیاطی سنتی معمولاً بر مبنای اندازه‌گیری‌های دقیق انسانی و شهود هنرمند استوار است، نه الگوهای کاغذی از پیش تعیین شده و برای دوخت دقت در سه مرحله حیاتی است و نظم و وسواس در هنر دوخت حرف اول را می‌زند.

دوخت کامل یک دست لباس محلی برای زهرا روحی، فرایندی سه مرحله‌ای شامل برش، دوخت و اتو است که معمولاً دو تا سه روز کامل زمان می‌برد که بسته به پیچیدگی طرح و میزان تزیینات دارد.

 او حساس‌ترین و سخت‌ترین بخش کار را مرحله برش می‌داند و می‌گوید: این مرحله قلب فرایند است، زیرا در خیاطی سنتی، خطا در اینجا جبران‌ناپذیر است و اگر کوچک‌ترین اشتباهی در مرحله برش رخ دهد، تمام زحمات ممکن است از بین برود. این مرحله نیازمند نهایت دقت و تمرکز است. پارچه سنتی گاهی اوقات ظرافت‌های خاصی دارد که اگر رعایت نشود، الیاف آن آسیب می‌بیند یا طرح اصلی به هم می‌ریزد.

 این خیاط درباره مرحله دوخت (پیوند کوک‌ها) می‌گوید: در این مرحله، پارچه‌های برش خورده با استفاده از چرخ خانگی به هم متصل می‌شوند؛ اگرچه چرخ او صنعتی نیست، اما وسواس او در تنظیم کشش نخ و فاصله کوک‌ها (که در اندازه‌گیری‌های سنتی حیاتی است) باعث می‌شود محصول نهایی از نظر استحکام تفاوتی با نمونه‌های کارگاهی نداشته باشد.

 زهرا بانو درباره مرحله نهایی‌سازی و دوخت اتو ادامه داد: آخرین مرحله شامل جزئیات تزئینی، لبه‌دوزی و اتوکشی دقیق برای تثبیت شکل نهایی لباس است و البته این رضایت مشتری است که خستگی یک خیاط را از تن بیرون می‌کند.

و البته نشان افتخار این بانوی خیاط، رضایت کامل مشتریانش در طول این پنج سال فعالیت بوده است. این رضایت، معیار سنجش موفقیت اوست، نه صرفاً درآمد؛ این هنرمند که دستانش معجزه می‌کند، می‌گوید: در این مدت هیچ موردی از نارضایتی نداشته‌ام. همیشه سعی کرده‌ام با دقت، عشق و وسواس خاصی لباس‌ها را بدوزم تا مشتری‌ها راضی باشند و دوباره به من مراجعه کنند. همین بازخورد مثبت، انگیزه‌ام را برای ادامه این مسیر تقویت می‌کند.

لباس‌های محلی تاریخ شفاهی یک قوم‌ هستند

 بااین‌حال، شرایط بازار برای او مانند بسیاری از هنرمندان روستایی چالش‌برانگیز است. زهرا روحی به تفاوت فاحش دستمزدها و درک ارزش کار هنری در مناطق مختلف اشاره می‌کند. این تفاوت، فشار اقتصادی مضاعفی بر دوش او وارد می‌کند.

 این هنرمند خیاط ادامه داد: در شهرهای بزرگ شرایط خیاطی خیلی بهتر است،  دستمزدها بالاتر است و مشتریان ارزش کاردستی و سنتی را بیشتر می‌دانند. آن‌ها حاضرند برای اصالت هزینه بیشتری بپردازند، اما در محیط روستایی، نگاه اقتصادی غالب است و مردم بیشتر به دنبال کالای به‌صرفه و سریع هستند  و بدین ترتیب در روستاها به دلیل پایین‌بودن دستمزدها، خیاطی صرفه اقتصادی ندارد، اما گاهی وقت‌ها هزینه و زمان صرف شده برای دوخت یک لباس بیشتر از مبلغی است که دریافت می‌کنیم. اگر بخواهم قیمت واقعی هنر دستم را اعمال کنم، مشتریانم را از دست می‌دهم.

این بانوی آلوارسی معتقد است: عدم تطابق میان هزینه تولید (زمان، مهارت، مواد اولیه) و قدرت خرید بازار محلی یک معضل اساسی در اقتصاد هنر روستایی است؛ اما با این وجود عشق به حفظ لباس اصیل باعث می‌شود تا برای دوختن لباس‌های محلی رغبت بیشتری پیدا کنم. 

او معتقد است: لباس‌های محلی، صرفاً پوشش نیستند؛ آن‌ها تاریخ شفاهی یک قوم‌اند که با نقش‌ها، رنگ‌ها و دوخت‌هایشان داستان‌های نسل‌ها را روایت می‌کنند. در روستای آلوارس، این هنر ارزشمند در خطر فراموشی قرار دارد، اما زهرا روحی با هر کوک خود، تلاش می‌کند تا جلوی این زوال فرهنگی را بگیرد.

  راه‌اندازی کارگاه ویژه تولید لباس محلی یک گام برای حفظ میراث فرهنگی 

  نگاهی به اتاق کار این هنرمند خیاط نشان می‌دهد که او از امکانت موجودش بیشترین بهره را برده و چرخ‌دستی‌اش در اتاق نشیمن است، این خیاط خوش‌ذوق پس از پنج سال هنوز با یک چرخ‌خیاطی خانگی ساده کار می‌کند که البته پاسخگوی حجم کار بالا نیست و شاید بزرگ‌ترین مانع پیش روی زهرا روحی، کمبود امکانات اولیه باشد، این کمبود امکان توسعه و آموزش را نیز سلب می‌کند.

روحی می‌گوید: اگر چرخ صنعتی داشته باشم می‌توانم کارهای بیشتری انجام دهم و حتی به دیگران هم آموزش بدهم. چرخ خانگی برای کارهای سبک مناسب است، اما برای پارچه‌های ضخیم‌تر یا دوخت‌های پرکار، فشار زیادی به دستگاه وارد می‌شود و دوام نمی‌آورد؛ تا امروز هیچ حمایتی دریافت نکرده‌ام. من از جیب خودم برای خرید نخ و سایر لوازم هزینه می‌کنم حتی چرخ فعلی‌ام هم دست‌دوم است.

انتقال هنر دوخت لباس محلی به نسل‌های بعد نیازمند حمایت

 در پایان، زهرا روحی با نگاهی به آینده، پیامی امیدوارانه اما جدی به مسئولان و نهادهای فرهنگی دارد. او می‌داند که اگر حمایت نشود، این هنر نه با نساختن، بلکه با ازدست‌رفتن آخرین نسل نگهبانان آن نیز محو خواهد شد و برای همین است که می‌گوید: از مسئولان می‌خواهم شرایطی فراهم کنند تا ما بتوانیم وام‌های کم‌بهره دریافت کنیم و تجهیزات لازم را تهیه کنیم؛ یک چرخ صنعتی ارزان‌قیمت می‌تواند انقلابی در کار من ایجاد کند.

 هدف او فراتر از کسب درآمد شخصی است؛ او به مسئولیت اجتماعی خود در قبال حفظ هویت منطقه آگاه است و از این همین رو است که می‌گوید: با کمی حمایت می‌توانیم در روستاها شغل ایجاد کنیم و جلوی مهاجرت را بگیریم. جوان‌ترها اگر ببینند که هنر اصیل می‌تواند درآمدزا باشد، به‌جای ترک روستا، اینجا می‌مانند و کار می‌کنند.

 زهرا روحی امیدوار است که صدای او شنیده شود و روزی بتواند کارگاه کوچکی برای خودش راه‌اندازی کند و این هنر اصیل را به دختران روستا آموزش دهد تا چرخه دوخت لباس‌های سنتی در آلوارس برای همیشه پابرجا بماند و و البته سخنان این هنرمند نماد این حقیقت است که حفظ میراث‌فرهنگی نیازمند نه‌تنها عشق هنرمندان، بلکه حمایت ساختاری جامعه است.

بی‌شک در دنیایی که جریان بی‌پایان مدرنیته و سیلاب لباس‌های تولید انبوه جهانی، تنوع و اصالت را به حاشیه رانده است، هنوز در گوشه‌وکنار این سرزمین پهناور، بانوان هنرمندی نفس می‌کشند که با تاروپود نخ، حافظ میراث رنگارنگ و زیبای لباس‌های محلی ما محسوب می‌شوند. این بانوان، نه‌تنها صنعتگران، بلکه نگهبانان خاموش فرهنگ و هویت بصری یک ملت هستند.

انتهای خبر/ ش

اشتراک‌گذاری

  • روایت بانوی آلوارسی که فقط لباس محلی می‌دوزد

دیدگاه‌ها

  • وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما برای ما مهم است
سیزده به‌اضافه نه