- گروه: فرهنگی
- کد خبر: 72995
- بازدید: 1,986
- 1404/07/28 - 09:53:51
یادداشت؛
مرزهای دیجیتال
گوشی هوشمند تبدیل شده به دایه دیجیتال رایگان همیشه در دسترس که به سرعت و آسانی موانع کوچک تربیتی یا ارتباطی ما را حل میکند، غافل از اینکه این آرامش موقت، به قیمت از دست دادن مرزهای حیاتی تمام میشود.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، مصطفی محمدی، دبیر نهضت سواد رسانهای استان اردبیل در یادداشتی نوشت: این روزها، دیدن بچههای کوچک با یک گوشی هوشمند در دست، تقریباً به یک منظره و موضوع عادی تبدیل شده است. البته اصلاً نیازی نیست که این موضوع را محکوم کنیم؛ واقعیت این است که گوشیهای همراه، جزئی جداییناپذیر از زندگی ما شدهاند.
حالا دیگر مسئله این نیست که بچهها نباید از این ابزارها استفاده کنند، بلکه مسئله اینجاست که استفاده از گوشی، دیگر یک برنامه حسابشده و خاص در خانوادهها نیست، بلکه به یک راهحل دمدستی تبدیل شده است.
بسیاری از ما، مخصوصاً وقتی خسته هستیم، حوصله نداریم یا سرمان شلوغ است، ناخودآگاه گوشی را به دست بچه میدهیم تا شاید آرام شوند و بهانه نگیرند، و یا مشغول شوند تا ما بتوانیم کارمان را انجام دهیم. یا حتی بدتر از آن، از این ابزار استفاده میکنیم تا بتوانیم سر میز غذا، در سکوت و آرامشِ کاذب خودمان غذایمان را بخوریم.
در واقع، گوشی هوشمند تبدیل شده به یک دایه دیجیتال رایگان و همیشه در دسترس که به سرعت و آسانی، موانع کوچک تربیتی یا ارتباطی ما را حل میکند. غافل از اینکه این آرامش موقت، به قیمت از دستدادن مرزهای حیاتی در زندگی خانوادگی و فردی ما تمام میشود.
پناهگاهی که تبدیل به میدان نبرد میشود
بیشک یکی از خطرناکترین جاهایی که یک گوشی میتواند در آن حضور دائمی داشته باشد، اتاقخواب است. اتاق خوابی که میبایست پناهگاه آرامش و استراحت عمیق باشد، اما تبدیل میشود به مکانی که باعث آسیبهای جدی از جمله اختلال در خواب، اضطراب شبانه و...، میشود.
یا استفاده از گوشیهای هوشمند در میزهای غذاخوری و سر سفرههای خانوادگی بهقدری به یک امر عادی تبدیل شده است که اساساً فرصت طلایی در کنار هم بودن، گوشدادن و تعامل واقعی اعضای خانواده را از بین میبرد.
سفرههای خانوادگی که آخرین سنگر برای تقویت مهارتهای ارتباطی است؛ مهارتی که در دنیای مجازی بهشدت آسیب دیده است. حضور یک گوشی روشن بر سر میز، مثل یک دیوار شیشهای نامرئی بین اعضای خانواده عمل میکند، دیگر نه کسی به دیگری نگاه میکند، نه مکالمه عمیقی شکل میگیرد و نه بچهها میتوانند آداب معاشرت اجتماعی را از طریق تماشا و تقلید یاد بگیرند.
حال نکته مهم و اساسی در این میان این است که سواد رسانهای و تنظیم مرزهای زمانی فقط مخصوص کودکان نیست؛ بلکه یک قانون دوطرفه است و والدین، نقش الگو را دارند.
ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که فرزندمان در اتاقخواب یا سر میز غذا و جاهای دیگر، گوشی را کنار بگذارد، درحالیکه خودمان دائم در حال چککردن گوشی و یا حضور در بسترهای مختلف مجازی هستیم.
تنظیم مرزهای دیجیتال، یک قرارداد خانوادگی است که باید از بالا به پایین اجرا شود. تنها زمانی این مرزها پایدار میشوند که کودک ببیند، پدر و مادرش نیز متعهدانه این حریمها را رعایت میکنند. این تعهد، مهمترین درس سواد رسانهای است.
دیدگاهها