سبلان ما

پایگاه خبری تحلیلی

سبلان ما

جمعه 8 خرداد 1405
  • گروه: فرهنگی
  • کد خبر: 75100
  • بازدید: 379
  • 1405/02/12 - 23:49:33

سبلان‌ما گزارش می‌دهد؛

وقتی مدرسه به خانه‌ها و دشت‌ها کوچ کرد

وقتی مدرسه به خانه‌ها و دشت‌ها کوچ کرد

مدرسه‌ها این روزها ساکت‌اند؛ نیمکت‌ها خالی و زنگ‌ها خاموش پس از حادثه میناب و تعطیلی مدارس حالا معلمان کلاس‌ها را به دل زندگی برده‌اند؛ گاهی در فضای سبز روستا، گاهی در خانه‌ها و گاهی در کلاس‌های آنلاین.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، صبح‌های این روزها، حیاط مدرسه‌ها ساکت است. نه صدای دویدن بچه‌ها می‌آید، نه زنگی که با شوق و شیطنت در هم بیامیزد. درهای مدرسه‌ها به دلیل شرایط جنگی و برای حفظ امنیت دانش‌آموزان بسته مانده‌اند. اما اگر کمی دورتر بروید، اگر از دیوارهای مدرسه فاصله بگیرید، می‌بینید که آموزش هنوز جریان دارد؛ فقط شکلش عوض شده است.

مدرسه‌ای به رنگ سبز در گرجان

در روستای گرجان استان اردبیل کلاس درس زیر سقف آسمان برگزار می‌شود بچه‌هایی که کتاب به دست روی زیراندازی روی چمن‌ها نشسته‌اند. نسیم آرامی در حال پیچیدن است و صدای معلم با آواز پرندگان در هم می‌آمیزد. چند دختر دانش‌آموز و پسر با دفترهایی روی زانو، گوش سپرده‌اند و پاسخ سوالی را می‌پرسند که در کلاس شاد متوجه نشده‌اند.

یکی از معلمان که روسری‌اش را کمی محکم‌تر می‌کند تا باد اذیتش نکند، لبخند می‌زند و می‌گوید:  نمی‌توانستیم اجازه بدهیم بچه‌ها از درس عقب بمانند به خصوص کلاس اولی‌ها، او به بچه‌ها چشم می‌دوزد و می‌گوید:  وقتی نمی‌شود کلاس را داخل مدرسه برگزار کرد، کلاس را می‌آوریم بیرون؛ همین‌جا، وسط طبیعت.

این معلم  تعریف می‌کند که روزهای اول، بچه‌ها بیشتر حواسشان به پرنده‌ها بود تا تخته سفید کوچکی که اینجا  گذاشته‌ایم اما کم‌کم عادت کردند. حالا وقتی سوالی حل می‌شود، همان برق همیشگی در چشم‌هایشان دیده می‌شود؛ همان اشتیاقی که در کلاس‌های مدرسه داشتند.

خانم معلم دیگری ادامه می‌دهد: شاید از بیرون، این کلاس‌ها ساده و موقت به نظر برسند، اما برای ما و بچه‌ها خیلی بیشتر از یک راه‌حل کوتاه‌مدت هستند. هر روز که اینجا دور هم جمع می‌شویم، انگار داریم به بچه‌ها یادآوری می‌کنیم که درس، با همه سختی‌ها، نباید متوقف شود.

او نگاهی به دانش‌آموزان می‌اندازد که هر کدام با دقت، دفتر و کتابشان را در دست گرفته‌اند و می‌گوید:  بعضی از این بچه‌ها روزهای اول خجالت می‌کشیدند بلند جواب بدهند یا تمرکزشان زود به هم می‌خورد، اما حالا کم‌کم با فضا خو گرفته‌اند. حتی بعضی وقت‌ها با ذوق بیشتری از کلاس‌های معمولی درس را دنبال می‌کنند. انگار همین متفاوت بودن فضا، برایشان تجربه تازه‌ای شده است.

به گفته او، برگزاری کلاس در فضای باز هرچند مشکلات خودش را دارد، اما باعث نشده معلمان از آموزش دست بکشند؛ گاهی باد برگه‌ها را به هم می‌ریزد، گاهی آفتاب تند می‌شود و گاهی هم باران می‌بارد و یا صدای اطراف حواس بچه‌ها را پرت می‌کند، اما با همه این‌ها تلاش می‌کنیم کلاس از جریان نیفتد. مهم این است که بچه‌ها احساس نکنند از درس جا مانده‌اند.

این معلم جوان ادامه می دهد: می‌گوید بیشترین نگرانی معلمان، دانش‌آموزان پایه‌های پایین‌تر، به‌ویژه کلاس‌اولی‌ها هستند؛ کودکانی که تازه قدم به دنیای یادگیری گذاشته‌اند و بیش از دیگران به تکرار، تمرین و حضور معلم نیاز دارند و  برای این بچه‌ها، هر جلسه مهم است. اگر چند روز آموزششان قطع شود، دوباره باید از اول برای برگرداندن تمرکزشان زمان گذاشت. به همین دلیل سعی کردیم در هر شرایطی، حتی اگر شده زیر سقف آسمان، کلاس را برقرار نگه داریم.

حالا در روستای گرجان، کلاس درس فقط محدود به دیوارهای مدرسه نیست. جایی میان چمن‌ها، زیر آسمان باز و در همراهی نسیم و آواز پرندگان، درس ادامه دارد؛ ساده، بی‌ادعا، اما با همان امیدی که در چشم‌های دانش‌آموزان موج می‌زند.

خانه‌هایی که بوی مدرسه گرفتند؛ از دیژویژین تا اجیرلو 

در گوشه دیگری از استان اردبیل در روستای دیژویژین صدای درس از پنجره یک خانه روستایی به گوش می‌رسد. اتاقی ساده با فرش دست‌باف و و تخته‌ای کوچک به دیوار تکیه داده شده و چند دانش‌آموز دور هم نشسته‌اند. خانه بوی چای تازه دم می‌دهد و کلاس، حال و هوای صمیمی‌تری دارد.

معلم این کلاس می‌گوید:  اول فکر می‌کردم شاید خانواده‌ها نگران باشند، اما خودشان پیشقدم شدند. گفتند خانه‌مان در اختیار شما. فقط نگذارید بچه‌ها از درس فاصله بگیرند.

در این خانه کوچک، مدرسه دوباره جان گرفته است. بچه‌ها گاهی میان درس، لبخندی به هم می‌زنند. انگار شرایط سخت بیرون از این دیوارها، برای لحظه‌ای فراموش می‌شود.

معلمی که خانه‌اش را به کلاس درس تبدیل کرد

در شمال استان اردبیل هم روایت مشابهی جریان دارد. لطیفه سعادتی، آموزگار دبستان دخترانه شهید فتحی‌اجیرلو، وقتی دید تعطیلی مدرسه ممکن است رشته یادگیری دانش‌آموزانش را پاره کند، تصمیمش را گرفت. او خانه‌اش را تبدیل به کلاس درس کرد.

این معلم می گوید: وقتی دیدم شرایط باعث شده بچه‌ها از درس عقب بمانند، با خودم گفتم چرا منتظر بمانیم؟ خانه ما هم می‌تواند مدرسه باشد. مهم این است که بچه‌ها احساس کنند هنوز کنارشان هستیم و درس و امید ادامه دارد.

او می‌گوید: مدرسه فقط یک ساختمان نیست. مدرسه جایی است که یادگیری اتفاق می‌افتد؛ خانه‌اش حالا صدای ورق خوردن کتاب‌ها را می‌شنود. همسایه‌ها می‌دانند که در این ساعت از روز، چند دختر دانش‌آموز مهمان این خانه‌اند. سعادتی می‌گوید هر بار که می‌بیند شاگردانش با دقت تمرین می‌نویسند، خستگی از تنش بیرون می‌رود.

طرح جهادی برای ادامه یادگیری؛ معلمان نمونه ویژه پای کار آمدند 

اما تلاش‌ها فقط به این کلاس‌های کوچک خلاصه نمی‌شود. در کنار این ابتکارهای محلی، طرحی جهادی هم شکل گرفته است. میلاد عیوضی، معلم نمونه استان و برگزیده جشنواره نوآوری در تدریس، می‌گوید وقتی خبر تعطیلی مدارس جدی شد، با چند نفر از معلمان نمونه صحبت کرده‌اند.

او تعریف می‌کند: همه نگران یک چیز بودیم؛ اینکه بچه‌ها مخصوصاً در مقطع راهنمایی، دچار افت تحصیلی شوند. این دوره خودش پر از تغییر است. دانش‌آموز تازه وارد فضای نمره و امتحان شده و اگر وقفه بیفتد، ممکن است اعتمادبه‌نفسش آسیب ببیند.

این معلم جوان نمونه ادامه داد: به همین دلیل، با هماهنگی آموزش و پرورش، تصمیم گرفته‌اند کلاس‌هایی آنلاین و رایگان برگزار کنند. لینک کلاس‌ها برای دانش‌آموزان ارسال می‌شود و معلمان، بدون چشم‌داشت مالی، پای تدریس می‌نشینند.

عیوضی معتقد است در چنین شرایطی، فقط انتقال درس کافی نیست. او می‌گوید: بچه‌ها بیشتر از هر چیز نیاز دارند درک شوند. نباید همان اول کلاس را سنگین و طولانی کنیم. باید بگذاریم آرام‌آرام با شرایط کنار بیایند. آموزش باید ترکیبی از صمیمیت و جدیت باشد.

این جوان که مقام اول جشنواره نوآوری در تدریس را کسب کرده، نگاهی متفاوت به این روزها دارد. او که نبض احساس دانش‌آموز را به خوبی می‌شناسد، معتقد است تدریس آمیخته‌ای از «جدیت» و «صمیمیت» است.

عیوضی می‌گوید: دانش‌آموزی که از دنیای گرم و کوچک ابتدایی با یک معلم، ناگهان پرتاب می‌شود به مرحله راهنمایی، بیش از هر چیز به درک شدن نیاز دارد. او که تا دیروز با کیفی و خیلی خوب سنجیده می‌شد، حالا با نمره مواجه است و فضا برایش غریبه است. ما باید صبور باشیم؛ تدریس نباید در ابتدا طولانی و خسته‌کننده باشد. باید اجازه دهیم آن‌ها با این فضای جدید رفیق شوند.

در یکی از همین کلاس‌های آنلاین، تصویر چند دانش‌آموز روی صفحه دیده می‌شود. شاید اینترنت گاهی قطع شود، شاید صدا کمی تأخیر داشته باشد، اما شوق یادگیری هنوز هست. معلم با حوصله توضیح می‌دهد و از آن سوی صفحه، دستی بالا می‌رود برای پرسیدن سوال.

معلمانی که جان می‌دهند تا درسِ شهادت بدهند

این روزها مدرسه‌ها به اجبار «پر از خالی» هستند. راهروهایی که روزی از صدای قدم‌ها پر بود، حالا ساکت‌اند. اما اگر گوش بسپاریم، می‌فهمیم آموزش خاموش نشده؛ فقط پراکنده شده است. در دشت‌های سبز، در خانه‌های روستایی، در اتاق‌های کوچک و حتی پشت صفحه‌های موبایل.

شاید کسی این تلاش‌ها را نبیند. شاید کسی نداند معلمی که صبح زود راهی روستا می‌شود، چه مسیری را طی می‌کند. یا آن معلمی که خانه‌اش را در اختیار دانش‌آموزان گذاشته، از چه آسایشی گذشته است. اما نتیجه این فداکاری‌ها، در دل همان بچه‌هایی شکل می‌گیرد که با وجود همه سختی‌ها، هنوز دفترشان را باز می‌کنند.

معلم‌ها عادت دارند بی‌صدا ایثار کنند. گاهی خاک می‌خورند تا بچه‌ها «خاک مدرسه» را بخورند و قد بکشند. گاهی خون دل می‌خورند تا چراغ دانایی خاموش نماند.

امسال، دلتنگی برای زنگ مدرسه بیشتر از همیشه حس می‌شود. برای صف صبحگاهی، برای همهمه کلاس‌ها، برای خنده‌هایی که در حیاط می‌پیچید. اما در دل همین دلتنگی، امید هم هست. امید به روزی که درهای مدرسه دوباره باز شود و بچه‌ها با همان شور همیشگی وارد کلاس شوند.

و آن روز، شاید کمتر کسی بداند که در این روزهای سخت، چه تعداد معلم بی‌صدا ایستادند تا رشته آموزش پاره نشود. اما تاریخ آموزش این سرزمین، حتماً به خاطر خواهد سپرد که وقتی مدرسه‌ها بسته شد، معلم‌ها اجازه ندادند یادگیری تعطیل شود.

انتهای خبر/ ش

اشتراک‌گذاری

  • وقتی مدرسه به خانه‌ها و دشت‌ها کوچ کرد

دیدگاه‌ها

  • وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما برای ما مهم است
یک به‌اضافه شش