سبلان ما

پایگاه خبری تحلیلی

سبلان ما

سه‌شنبه 5 خرداد 1405
  • گروه: فرهنگی
  • کد خبر: 75341
  • بازدید: 615
  • 1405/03/04 - 14:00:00

سبلان‌ما گزارش می‌دهد؛

اقتصاد نادیده عشایر؛ میلیاردها دلاری که درآمدزایی نمی‌شود

اقتصاد نادیده عشایر؛ میلیاردها دلاری که درآمدزایی نمی‌شود

عشایر مغان نه فقط یک قشر مولد، بلکه «سرمایه‌گذاران اصالت» و موتورِ ارزآور اقتصاد ایران‌اند. با این حال، تداوم رویکردهای سنتی و نادیده‌گرفتن ظرفیت‌های بی‌نظیر صنایع دستی عشایر موجب شده تا سالانه میلیاردها دلار درآمدِ بالقوه از دست برود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، عشایر نه‌تنها یک قشر مولد، بلکه ستون‌های استوار پاسداری از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی این سرزمین‌اند. اگرچه از دیرباز آن‌ها را با عنوان «ذخایر انقلاب» می‌شناسیم، اما زمان آن فرا رسیده است که این لقب، از یک شعار فراتر رفته و در بستر برنامه‌ریزی‌های کلان اقتصادی و گردشگری نمود عینی یابد و از همین رو جشنواره‌های ملی عشایری، بیش از آنکه یک مراسم نمادین باشد، می‌تواند یک فرصت نمایش اصالت و فرهنگ و ظرفیتی برای به چرخش درآوردن موتور محرک اقتصاد محلی و گردشگری بین‌المللی تلقی شود.

چرخش چرخ‌های تولید با دستان غیرتمند عشایر مغان

منطقه زرخیز مغان، نمونه بارزی از توانمندی عشایر ایران است. عشایر مغان با تکیه بر فرهنگ غنی و سبک زندگی منحصر‌به‌فرد خود، در خط مقدم تولید پروتئین و صنایع‌دستی قرار دارند و طبق آمار اعلامی علی پیرجاهد مدیرکل امور عشایر استان اردبیل، ایل شاهسون با ۳۳ هزار نفر جمعیت و تولید ۵ هزار تن محصولات متنوع، در تحقق شعار سال با محوریت اقتصاد مقاومتی که مبتنی بر درون‌گرایی و برون‌گرایی است، می‌توانند نقش‌آفرین اصلی در این میدان باشند؛ با این حال، تضاد عجیبی در این میان به چشم می‌خورد: آن‌ها که خود چرخ‌های تولید این مملکت را می‌چرخانند، به‌طرز ناعادلانه‌ای از برخی مواهب و امکانات کشور از جمله در بهره‌برداری از اقتصاد صنایع‌دستی بی‌بهره مانده‌اند.

وقتی سخن از گردشگری به میان می‌آید، باید به یاد داشته باشیم که گردشگری در جهان، صنعتی هزار میلیارد دلاری است؛ اما سهم ایران در این بازار، با وجود آنکه مهد تمدن و صنایع‌دستی است، بسیار ناچیز و حد ۳۴ صدم است. این در حالیست که فرهنگ عشایری، محصولی است که «اصالت» آن، خریداران جهانی دارد.

پارادوکسی به نام تولیدکنندگانِ کم‌برخوردار

نکته کلیدی در نگاه به عشایر این است که عشایر فقیر نیستند، آن‌ها تولیدکننده‌اند. کم‌برخوردار بودن مناطق عشایری، نشان از کم‌توقعی این قشر شریف دارد، نه فقدان توانایی. عشایری که با اندک سرمایه‌ای در حد ۵۰ میلیون تومان وام، می‌تواند در چرخه تولید ده‌ها برابرِ آن ارزش‌افزوده ایجاد کند، این قشر زحمتکش بی‌ادعا ثابت کرده است که با یک مدیریت صحیح و حمایت هدفمند، می‌تواند به یکی از سودآورترین بخش‌های اقتصادی کشور تبدیل شود.

همان‌طور که در دیدگاه‌های کلان ملی نیز تأکید شده است، نگاه به عشایر باید از منظر «حمایت از قشر محروم» به نگاه «سرمایه‌گذاری روی قشر مولد» تغییر کند. تشکیل کارگروه‌های تخصصی برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های بین‌المللی فرهنگ عشایر، یک ضرورت است. و به اعتقاد کارشناسان این فرهنگ نه فقط در سطح ملی، بلکه در سطح جهانی می‌تواند نمادی از هویت و اصالت ایران باشد و از همین رو است که انتظار می‌رود جشنواره عشایر از نمایشگاه صنایع‌دستی و موسیقی محل فراتر رفته و پنجره‌ای به سمت فرصت‌های سرمایه‌گذاری باشدو قطعاً  برای این مهم نیز ملزمانی باید فراهم شود . 

چنانچه کارشناسان معتقدند، اگر محرومیت‌های منطقه‌ای را از سر راه عشایر برداریم و زیرساخت‌های لازم برای حضور فعال آن‌ها در چرخه گردشگری و صادرات محصولاتشان را فراهم کنیم، آنگاه خواهیم دید که این «ذخایر انقلاب»، پیشران‌های اصلی توسعه ایران در عرصه‌های نوین اقتصادی خواهند بود، کما اینکه همین شکاف عمیق میان ظرفیت و بهره‌برداری و نادیده‌گرفتن بخشی از اقتصاد عشایری موضوعی است که جهانبخش میرزاوند، رئیس سازمان امور عشایر ایران در سفر دوم خرداد ۱۴۰۵ به جشنواره عشایر مغان بر آن اشاره کرد.

وی یادآور شد: بازار جهانی صنایع‌دستی سالانه یک‌هزار میلیارد دلار گردش مالی دارد؛ عددی که عظمت این حوزه را به رخ می‌کشد. اما سهم ایران که مهد صنایع‌دستی است از این بازار عظیم تنها ۳۴ صدم درصد است! در حالی که آلمانِ صنعتی در سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳، بیش از ۱۱۰ میلیارد یورو تنها از محصولات هنری درآمد داشته است.

میرزاوند معتقد است راهکار عبور از این بن‌بست، کار جهادی و استفاده از ظرفیت‌های نهفته در فرهنگ عشایر است و یک پیشنهاد هم مطرح کرد و گفت: «باید گردشگر را به داخل آلاچیق عشایر بیاوریم.

آلاچیق شاهسون؛ ویترین هویت ایرانی و فرصت تحول اقتصادی

به گفته وی، آلاچیق شاهسون برای دنیا جذابیت بی‌نظیری دارد؛ کما اینکه این آلاچیق نقطه شروع تاریخِ ایستادگی ماست. لباس‌های خوش‌رنگ زنان عشایر نمادِ ایرانِ اسلامی و آیین‌های کهن عشایر نمادِ ایرانیت است و کوچ در دنیای مدرن، یک واقعیت علمی از تاب‌آوری و احترام به طبیعتمحسوب می‌شود  که می‌تواند به اصلی‌ترین جاذبه گردشگری تبدیل شود؛ جاذبه‌ای که در کوتاه‌مدت هم سودآور است و هم می‌تواند به درآمدزایی ایران از صنایع‌دستی جانی تازه ببخشد.

کما اینکه همان‌گونه که تحلیل‌گران جهانی معترف‌اند، جنگِ اخیر علیه ایران، جنگِ فرهنگ و ملت است و پس از پایان این جنگِ تحمیلی، دنیا مشتاق است بداند این ایران کجاست و ایرانی‌ها چه فرهنگی دارند که این‌گونه در برابر زورگویی ایستاده‌اند؟ ما باید با آلاچیق، لباس‌های خوش‌رنگ و آیین‌های اصیل، این فرهنگ را به دنیا عرضه کنیم.

وقتِ تغییر پارادایم است

اما مشکل کجاست؟ ما در جذب توریست دچار کمبود بودجه‌ایم که حتی با تخصیص ۱۰۰۰ میلیارد تومان هم رفع نمی‌شود، مگر آنکه «محصولِ گردشگری» ما دقیق تعریف شود و در این راستا نادیده گرفتن صنایع‌دستی عشایر، نادیده گرفتن یک معدن طلا در عصر اقتصاد خلاق است. باید شأن عشایر را از «تولیدکننده محروم» به «قطب صادراتی هنر ایران» ارتقا دهیم. تشکیل کارگروه‌های تخصصی برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های بین‌المللی فرهنگ عشایر یک ضرورت است. اگر زیرساخت‌های حضور فعال آن‌ها فراهم شود، این ذخایر انقلاب، پیشران‌های اصلی توسعه صنعت گردشگری ایران خواهند بود.

در حالی که عشایر با تکیه بر فرهنگ غنی و سبک زندگی منحصر‌به‌فرد خود در خط مقدم تولید پروتئین و صنایع‌دستی قرار دارند و و البته طرح‌های کلان صنعتی نیز در این منطقه در حال اجرا است، به نظر می‌رسد «تنوع در سبد سیاست‌گذاری»  باید مد نظر قرار بگیرد تا تا ظرفیت عظیمِ «سرمایه‌گذارانِ اصالت» (عشایر) به عنوان یک رکن اقتصادیِ زودبازده در کنار پروژه‌های کلان دیده شود؛ چراکه واکاوی این دو مدل اقتصادی، تفاوت‌های ساختاری و الگوهای بهره‌وری متفاوتی را پیش روی ما قرار می‌دهد.

برای نمونه، طبق گزارش فرماندار بیله‌سوار، در پروژه زیربنایی پایاب سد خداآفرین جهت ایجاد ۳ هزار شغل پایدار، ۱۱ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری شده است که میانگین هزینه هر فرصت شغلی در این مدل صنعتی را به حدود ۴ میلیارد تومان می‌رساند. در کنار این رویکردِ کلان، مدل‌های خرد و بومی نیز وجود دارند که در آن‌ها با حمایت‌های هدفمند مالی مانند اعطای ۵۰ میلیون تومان وام برای تجهیز کارگاه‌های گلیم و جاجیم‌بافی می‌توان معیشت یک خانواده عشایری را با اتکا به هنر اصیل آن‌ها متحول کرد.

این آمار نشان می‌دهد که ما درگیر یک دیدگاه سنتی هستیم که عشایر را نیازمند کمک می‌بیند، در حالی که آن‌ها «سرمایه‌گذارانِ اصالت» هستند. شأن و جایگاه عشایر رفیع است؛ آن‌ها پاسداران تاریخ و سازندگان آینده‌اند. وقت آن است که در عمل، بر قدرتِ دستانِ هنرمندِ عشایر تکیه کنیم.

هزینه سنگینِ یک غفلت؛ آمارها چه می‌گویند؟

بررسی بازارهای جهانی صنایع‌دستی نشان می‌دهد که سالانه بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار در این حوزه گردش مالی وجود دارد. با این حال، سهم ایران از این بازار عظیم، تنها حدود ۳۴ صدم درصد است. اگر ایران تنها با تکیه بر ظرفیت‌های بی‌نظیر و اصیلِ جامعه عشایری موفق شود سهم خود را از این بازار به ۱ درصد برساند، درآمدی معادل ۱۰ میلیارد دلار نصیب کشور خواهد شد. با نگاهی به سهم فعلی، می‌توان نتیجه گرفت که نادیده گرفتن «اقتصاد عشایر» و عدم حمایت از «سرمایه‌گذاران اصالت»، سالانه ۶.۶ میلیارد دلار خسارت مستقیم به اقتصاد ایران وارد می‌کند.

این عدد، فراتر از یک آمار ساده، نشان‌دهنده ظرفیتی است که به جای تبدیل شدن به «پیشران‌های نوین اقتصادی»، به دلیل دیدگاه‌های سنتی در حاشیه باقی مانده است. وقت آن است که بپرسیم: آیا اقتصاد ایران می‌تواند در شرایط فعلی، از کنار ۶.۶ میلیارد دلار فرصتِ از دست‌رفته به سادگی عبور کند؟

انتهای خبر/ ش

اشتراک‌گذاری

  • اقتصاد نادیده عشایر؛ میلیاردها دلاری که درآمدزایی نمی‌شود

دیدگاه‌ها

  • وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما برای ما مهم است
بیست‌وهشت به‌اضافه دو