- گروه: سیاسی
- کد خبر: 75275
- بازدید: 1,417
- 1405/02/28 - 07:48:57
یادداشت؛
امکانسنجی و نقشه راه پیمان عدم تجاوز
عملیاتیشدن یک پیمان عدم تجاوز منطقهای میان ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس، در شرایط کنونی که تنشها بهشدت بالا گرفته، امری پیچیده؛ اما غیرممکن نیست.
یک اراده سیاسی: تغییر محاسبات
مهمترین مؤلفه برای عملیشدن این ایده، یک تغییر راهبردی در دیدگاه بازیگران اصلی بهویژه عربستان سعودی است. بر اساس گزارشهای دیپلماتیک اخیر، ریاض به طور فعال در حال بررسی و پیشبرد یک پیمان عدم تجاوز با ایران است. این تغییر رویکرد، ریشه در چند تحول مهم دارد:
کاهش اعتماد به تضمینهای امنیتی آمریکا: جنگ اخیر نشان داد که حضور نظامی آمریکا لزوماً امنیت را برای کشورهای عربی به ارمغان نمیآورد، بلکه آنها را به خط مقدم و هدف حملات تلافیجویانه تبدیل میکند. شکست مذاکرات مستقیم آمریکا و ایران در اسلامآباد نیز این تردید را عمیقتر کرده است .
آسیبپذیری اقتصادی و نظامی: حملات موشکی و پهپادی که در جریان تنشها زیرساختهای حیاتی مانند تأسیسات نفتی و مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز را هدف قرار دادند، آسیبپذیری شدید اقتصادی کشورهای عربی را آشکار ساخت.
· ظهور مدل هلسینکی غرب آسیا: ایده مطرح شده، میتواند شبیه مدل هلسینکی در دهه ۱۹۷۰ میلادی باشد. هدف این مدل، نه دوستی و اتحاد، بلکه مدیریت تنش میان دشمنان از طریق ایجاد قواعد رفتاری مشخص، شفافیت نظامی، و کانالهای ارتباطی بحران است تا از وقوع جنگ ناخواسته جلوگیری شود.
دو موانع عملیاتی:
به نظر میرسد فقدان پیمان عدم تجاوز میان ایران و آمریکا، یک مانع بزرگ است، اما لزوماً یک مانع غیرقابلعبور نیست. تحلیل این مانع نیازمند نگاه دقیقتری است:
نبود پیمان و فضای تنش مستمر: هم اکنون آمریکا و ایران در یک وضعیت نه صلح، نه جنگ تمامعیار به سر میبرند. این خصومت ساختاری، هرگونه توافق منطقهای را شکننده میکند، زیرا هر لحظه ممکن است یک درگیری بین آنها، کل منطقه را به کام خود بکشد. همانطور که تحلیلگران میگویند، هر توافقی بین آمریکا و ایران احتمالاً تنشها را حذف نمیکند، بلکه فقط شکل آن را به فشارهای طولانیمدت با شدت پایین تغییر میدهد.
با این حال، این مانع میتواند به یک ضرورت تبدیل شود: دقیقاً به دلیل همین خصومت کنترل نشده و خطرناک میان آمریکا و ایران است که کشورهای منطقه به فکر ایجاد یک سپر حفاظتی مستقل افتادهاند. برخی منابع مدعی شدهاند، عربستان حتی از دادن اجازه استفاده از حریم هوایی یا پایگاههای خود برای عملیاتهای اخیر مرتبط با تنگه هرمز خودداری کرد. این نشان میدهد که احتمالاً کشورهای عربی میخواهند امنیت خود را از مسیر تنشزدایی تأمین کنند و از تبعات یک درگیری نیابتی یا مستقیم میان ایران و آمریکا مصون بمانند.
سه. شکافها و بازیگران: موانع داخلی
جدیترین چالش، اختلافنظر میان خود کشورهای عربی است. درحالیکه عربستان به سمت مصالحه با ایران متمایل شده، امارات متحده عربی و بحرین خطمشی بسیار سختگیرانهتری علیه تهران در پیش گرفتهاند و در همان حال روابط خود را با اسرائیل نیز حفظ کردهاند. دیپلماتها تردید دارند که ابوظبی به چنین پیمانی بپیوندد. همچنین، برخی تحلیلگران معتقدند که موفقیت هرگونه توافق پایدار بدون حل مسئله «مقابله با اسرائیل به دلیل تنشزایی مداوم آن» بینتیجه یا معکوس خواهد بود .
جمعبندی
در مجموع، عملیاتیشدن پیمان عدم تجاوز منطقهای در خلیجفارس، با وجود مانع بزرگ خصومت ایران و آمریکا، میتواند از یک "رؤیا" به یک "ضرورت" برای کشورهای عربی تبدیل شود. مسیر عملیاتیشدن میتواند به این صورت باشد:
فاز یک: چندجانبهگرایی منطقهای: عربستان، به همراه میانجیگرانی مانند پاکستان، قطر و ترکیه، چارچوبی برای گفتگوهای امنیتی منطقهای ایجاد کنند. این چارچوب باید مستقل از آمریکا عمل کند تا اعتماد ایران جلب شود .
فاز دو: تمرکز بر اقدامات اعتمادساز: بهجای ورود مستقیم به مسائل ژئوپلیتیک بزرگ، گفتگوها بر توافقهای فنی و انساندوستانه متمرکز شود؛ مانند ایجاد کانال ارتباطی مستقیم نظامی برای جلوگیری از سوءتفاهمها (مشابه مدل هلسینکی)، تضمین امنیت کشتیرانی غیرنظامی و همکاریهای زیستمحیطی .
فاز سه: جداسازی امنیت خلیجفارس از تنش آمریکا: هدف راهبردی، ایجاد سازوکاری است که در آن، امنیت منطقه به سرنوشت اختلافات تهران - واشنگتن گره نخورده باشد و کشورهای منطقه بتوانند در برابر ضربههای ناشی از آن مقاومت کنند. در این صورت باید کشورهای منطقه نوع و سطح روابط خود را با آمریکا بازتعریف نمایند.
برای منتفی کردن کارشکنی آمریکا، کشورهای عربی و ایران باید "هزینه وابستگی به آمریکا" را برای کشورهای عربی افزایش دهند و همزمان "هزینه کارشکنی در این پیمان" را برای خود آمریکا بالا ببرند. این راهبرد در سهگام عملیاتی میشود:
گام اول. بینیاز شدن از چتر آمریکا (خنثیسازی اهرم فشار):
· کلیدواژه: تضمین امنیت بومی.
· اقدام: ایجاد خط تلفن بحران و سازوکار حل اختلاف مستقیم میان ایران و عربستان. وقتی آنها خودشان بتوانند بحران را مدیریت کنند، نقش آمریکا از اساس منتفی میشود.
گام دوم. ضدضربه کردن پیمان در برابر خصومت ایران و آمریکا (مدیریت بحران بیرونی):
· کلیدواژه: بیطرفی فعال.
· اقدام: گنجاندن یکبند صریح در پیمان: «اگر آمریکا به ایران حمله کند، کشورهای عربی خاک، آسمان و پایگاههای خود را در اختیار آمریکا نمیگذارند و در مقابل، ایران هم متعهد میشود به این کشورها حمله نکند.» این بند، میتواند جغرافیای جنگ را از خلیجفارس حذف کند و انگیزه اصلی آمریکا برای ماندن در منطقه را از بین ببرد.
گام سوم. بالابردن هزینه کارشکنی برای آمریکا (قانعسازی و بازدارندگی اقتصادی):
کلیدواژه: گروگان اقتصادی یا درهای باز
اقدام: یا از ابزار دلارزدایی و سرمایهگذاری مشترک با چین استفاده میشود تا پیمان در برابر تحریمهای آمریکا مصون شود، یا به واشنگتن یک نقشی مثلاً بهعنوان ناظر در پیمان پیشنهاد میشود تا احساس نکند که رقیبی در حال شکلگیری است و انگیزهای برای تخریب آن نداشته باشد.
گام چهارم، نهادینهسازی: تبدیل تدریجی تعهدات سیاسی به یک ساختار امنیتی فراگیر که بتواند منافع متعارض اعضا را مدیریت کند.
موفقیت این ایده در نهایت به این بستگی دارد که آیا اراده سیاسی برای "مدیریت" تنشها، بر تمایل به حذف رقیب غلبه خواهد کرد یا خیر.
انتهای خبر/ م
اشتراکگذاری
- وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاهها