سبلان ما

پایگاه خبری تحلیلی

سبلان ما

شنبه 21 شهریور 1405
  • گروه: سیاسی
  • کد خبر: 76328
  • بازدید: 1,731
  • 1405/06/04 - 14:30:00

گزارش سبلان ما از فرار رضاشاه تا شلیک به هیمنه استکبار؛

پایان امنیت عاریتی؛ دکترین کارتر در خلیج فارس شکست خورد

پایان امنیت عاریتی؛ دکترین کارتر در خلیج فارس شکست خورد

بازخوانی فروپاشی ۸۰ ساعته ارتش وابسته پهلوی در شهریور ۱۳۲۰ و مقایسه آن با مهار راهبردی و تحمیل خسارات چند ده میلیارد دلاری به پایگاه‌های آمریکا نشان می‌دهد دکترین مقاومت بومی، موازنه قدرت نظامی را در جهان دگرگون کرده است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، بامداد سوم شهریور ۱۳۲۰ با ورود ارتش‌های اشغالگر شوروی و انگلیس، ارتشی که سال‌ها بودجه کشور را بلعیده بود ظرف ۸۰ ساعت فروریخت؛ اما ایستادگی امروز در برابر تهدیدات آمریکا نشان داد چگونه دکترین مقاومت، موازنه قدرت را تغییر داده است.

ارتش پوشالی رضاشاهی؛ فروپاشی ۸۰ ساعته در برابر متفقین

تهاجم هم‌زمان ارتش سرخ شوروی از شمال و قوای انگلستان از غرب و جنوب در بامداد دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۲۰، نقطه پایانی بر سال‌ها افسانه‌سرایی درباره «ارتش نوین و شکست‌ناپذیر رضاخانی» گذاشت. رضاشاه که با سرکوب عشایر و اختصاص بیش از یک‌سوم بودجه کشور به ارتش، مدعی ارتشی ۱۲۵ هزار نفره و مجهز بود، با ورود سفرای انگلیس (ریدر بولارد) و شوروی (آندری اسمیرنوف) به کاخ و ابلاغ یادداشت تجاوز، اراده خود را به کلی باخت.

طبق اسناد تاریخی و خاطرات چهره‌هایی نظیر ارتشبد حسین فردوست و علی سهیلی، جلسات ستاد ارتش در تهران به هرج‌ومرج کشیده شد. در ۶ شهریور، بخشنامه خلع سلاح و «ترک مقاومت» صادر شد و پادگان‌های تهران با فرار سراسیمه فرماندهان مواجه شدند. پایتخت بدون شلیک حتی یک گلوله به تصرف دشمن درآمد؛ متفقین ایران را به «کریدور پارس» یا «پل پیروزی» برای انتقال میلیون‌ها تن مهمات و تدارکات تبدیل کردند و قحطی، تیفوس و تورم کشنده گریبانگیر ملت شد. در نهایت، شاهِ مدعی با خفت تمام استعفا داد و توسط همان دست‌هایی که او را بر تخت نشانده بودند، با کشتی انگلیسی راهی تبعیدگاه جزیره موریس شد.

طبق اسناد و تحلیل‌های تاریخی ارائه شده در آثار معتبری چون «رجال عصر پهلوی» نوشته باقر تقی‌زاده، ارتش ایران در برابر نیروهای متفقین بیش از هشتاد ساعت دوام نیاورد. رضاشاه، که انتظار چنین مقاومت کوتاهی را نداشت و به توان ارتش خود بیش از حد اطمینان داشت، پس از مشاهده پیشروی سریع نیروهای دشمن و سقوط شهرهایی چون اردبیل، تبریز و رضائیه، دچار از هم گسیختگی روحی شد.

نقل قول‌ها از افراد حاضر در آن زمان، از جمله خاطرات حسین فردوست در کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی»، تصویرگر وضعیت روحی نامساعد شاه و از دست دادن اراده او در مدیریت بحران است.


حماسه‌های مرزی؛ غیرت غریبانه در خلأ فرماندهی

در حالی که دربار و فرماندهان پایتخت‌نشین دست‌ها را به نشانه تسلیم بالا برده بودند، در نقاط مرزی شمال استان اردبیل حماسه‌هایی رقم خورد که سند حقانیت روحیه دفاعی ملت ایران است:

حماسه بیله‌سوار مغان؛ مقاومت تا آخرین فشنگ

در سپیده‌دم سوم شهریور ۱۳۲۰، ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی با نیروهای پیاده و سواره‌نظام و تجهیزات نظامی گسترده، به شهر مرزی بیله‌سوار حمله کرد؛ بیله‌سوار در آن زمان اداره‌هایی مانند شهربانی، پست و تلگراف، گمرک و یک پاسگاه مرزی درجه‌یک داشت. مسئولیت پاسگاه مرزی بر عهده سروان ماکو و ریاست شهربانی نیز با سرهنگ امیرقاسم بود.

یکی از شاهدان عینی این حادثه که در آن زمان خدمتکار سروان ماکو بود، ماجرا را چنین روایت کرده است:حدود ساعت یک بامداد، سروان ماکو مرا صدا زد و خواست کتابی از کتابخانه برایش بیاورم. پس از حدود نیم ساعت مطالعه، از افسر نگهبان خواست به محل استقرار نگهبانان برود و آخرین وضعیت آن سوی مرز را بررسی کند.

افسر نگهبان پس از بازگشت گفت که نیروهای روسی در مرز تحرکات مشکوکی دارند. سروان ماکو بلافاصله خودش به محل نگهبانی رفت تا وضعیت را از نزدیک بررسی کند. در آنجا خودروهایی را دیدیم که پس از عبور از روستای «جورعلی»، با چراغ‌های خاموش به سمت مرز حرکت می‌کردند.

سروان ماکو از طریق تلگراف، وضعیت همه پاسگاه‌های مرزی را جویا شد. پاسگاه‌ها نیز تحرکات نیروهای روسی و سنگرسازی آنان را تأیید کردند. او بلافاصله موضوع را به اردبیل گزارش داد و درخواست اعزام نیروی کمکی کرد، اما وقتی سروان ماکو از رسیدن نیروهای کمکی ناامید شد، سرهنگ شهربانی و یکی از خوانین بیله‌سوار را احضار کرد و احتمال حمله روس‌ها را به آنان اطلاع داد. پس از رفتن آنها، سروان ماکو وسایلش را جمع کرد و با موتورسیکلت از منطقه دور شد.

به گفته شاهدان، حمله ارتش سرخ حدود ساعت سه تا چهار بامداد آغاز شد. نخستین گلوله توپ، خانه سروان ماکو را که در محوطه پاسگاه مرزی قرار داشت، هدف قرار داد.

پس از آغاز حمله، سربازان پاسگاه مرزی، نیروهای شهربانی و مردم بیله‌سوار با وجود کمبود نیرو و تجهیزات، در برابر هجوم ارتش سرخ مقاومت کردند. آنان تا ظهر همان روز ایستادگی کردند، اما سرانجام به دلیل برتری تعداد و تجهیزات دشمن، شهر به اشغال نیروهای روسی درآمد.

تمامی سربازان پاسگاه مرزی به شهادت رسیدند. بیشتر نیروهای شهربانی نیز کشته یا اسیر شدند و تنها سرهنگ امیرقاسم و دو نفر از کارکنان اداری، از جمله استوار یکم میرشمس‌الدین سیدابراهیمی، از این واقعه جان سالم به در بردند.

شاهدان می‌گویند مرزداران بیله‌سوار تا آخرین لحظه و آخرین فشنگ از خاک کشور دفاع کردند. مقاومت دو درجه‌دار به نام‌های ابوالفضل و قاسمعلی، سال‌ها در میان مردم منطقه زبانزد بود.

ابوالفضل تا آخرین گلوله جنگید. پس از پایان مهمات، نیروهای روسی او را دستگیر کردند و مقابل ساختمان شهربانی با سرنیزه به شهادت رساندند. قاسمعلی نیز پس از تمام شدن فشنگ‌هایش، تفنگ خود را شکست و شروع به خواندن آیه‌الکرسی کرد. نیروهای روسی بدون آنکه او را ببینند، از کنارش عبور کردند و او توانست از آن حادثه جان سالم به در ببرد.

یکی دیگر از سربازان نیز پس از مقاومت تا آخرین گلوله، خود را به انباری رساند و سه روز در آنجا پنهان ماند. او سپس با پوشیدن لباس مبدل، خود را به زادگاهش رساند.

در جریان این حمله، تعدادی از مردم بی‌گناه بیله‌سوار نیز به شهادت رسیدند. شاهدان از کشته شدن همسر رئیس اداره پست و تلگراف در حالی که نوزادش را شیر می‌داد، یاد کرده‌اند. همچنین دختر جوان ۱۸ ساله‌ای از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.

پس از اشغال شهر، نیروهای روسی مردم را مجبور می‌کردند در خانه‌های خود بمانند. به گفته شاهدان، آنان به دلیل نگرانی از حمله هواپیماهای آلمانی، اجازه روشن کردن چراغ‌ها را در شب نمی‌دادند.

سه روز پس از اشغال بیله‌سوار، در ششم شهریور ۱۳۲۰، نیروهای روسی اجساد سربازان و کشته‌شدگان خود را با گاری به آن سوی مرز منتقل کردند. مردم بیله‌سوار نیز در جنوب‌شرقی پاسگاه و نزدیک مرز، دو گودال بزرگ حفر کردند و پیکر سربازان ایرانی را به‌صورت دسته‌جمعی به خاک سپردند.

این محل بعدها به عنوان «مزار شهدای گمنام» شناخته شد. خانواده‌های شهدا و مردم بیله‌سوار، به‌ویژه در روزهای پنج‌شنبه و سالروز این حادثه، با حضور در این مزار، ضمن غبارروبی و زیارت، یاد و خاطره مرزداران و سربازان شهید بیله‌سوار را گرامی می‌دارند و سوم شهریور هر سال روز بیله سوار نامگذاری شده است.

 آیت الله سید حسن عاملی نماینده ولی‌فقیه در استان و امام جمعه اردبیل، بیله‌سوار را سند زنده مقاومت مرزداران در برابر مهاجمان دانسته و گفته است: رشادت و حماسه‌آفرینی شهدای مرزدار سوم شهریور سال ۱۳۲۰ بیله‌سوار مغان باید در کتب درسی گنجانده شود.


نبرد حماسی در پاسگاه کَلوَز نمین؛ حسینعلی صدآفرین

حسینعلی صدآفرین، سرباز باسابقه اهل آذربایجان، با وجود اطلاع از تسلیم دولت، پس از وداع با خانواده به پاسگاه بازگشت. او از ساعت ۴ تا ۸ صبح به‌تنهایی و با یک قبضه تفنگ برنو، ستون زرهی ارتش سرخ را پشت پل مرزی متوقف کرد. پس از پایان فشنگ‌ها، برای آنکه اسلحه‌اش به غنیمت دشمن درنیاید، آن را بر سنگ کوبید و شکست و در نبرد تن‌به‌تن با سرنیزه به شهادت رسید. افسر روسی پس از مشاهده پیکر او با شگفتی گفت: «این سرباز صدآفرین نیست، هزارآفرین است».

یکی از ماندگارترین حماسه‌های دفاع از خاک ایران در پاسگاه «کَلوَز» (صدآفرین) شهرستان نمین رقم خورد، در این نقطه صفر مرزی، سرباز وظیفه‌شناس، حسینعلی صدآفرین، اهل آذربایجان ایران، در برابر نیروهای متجاوز مقاومت بی‌نظیری از خود نشان داد.

با وجود اینکه دولت ایران تسلیم شده بود و برخی از هم‌خدمتی‌های او محل خدمت را ترک کرده بودند، حسینعلی با ۱۷ سال سابقه خدمت، به خانه رفت، با خانواده وداع کرد و به پاسگاه بازگشت تا در برابر دشمن بایستد. او با تنها سلاح خود، از ساعت ۴ صبح با نیروهای شوروی درگیر شد و آن‌ها را در مسیر پیشروی متوقف کرد.

ستون اصلی ارتش شوروی که انتظار چنین مقاومتی را نداشت، پاسگاه کَلوَز را زیر آتش توپخانه قرار داد. حسینعلی تا ساعت ۸ صبح شجاعانه جنگید و حتی پس از اتمام فشنگ، با شکستن سلاح خود، مانع از افتادن آن به دست دشمن شد. او در درگیری تن به تن به شهادت رسید و نیروهای روس، با شگفتی از اینکه تنها یک نفر در برابرشان مقاومت کرده بود، او را «هزار آفرین» خطاب کردند.

پیکر حسینعلی در همان پاسگاه به خاک سپرده شد و بعدها این پاسگاه به افتخار او، «پاسگاه صدآفرین» نام گرفت. هر ساله در سالگرد این حادثه، مردم منطقه با حضور بر سر مزار این سرباز شهید، عشق و وفاداری خود را به میهن نشان می‌دهند.


روستای الکران مشگین‌شهر؛ وفاداری تا پای جان

 در ۱۴ کیلومتری شهر رضی، متجاوزان تلاش کردند از «حسن‌خان اصلانی» محل دقیق پاسگاه و مسیرها را تخلیه اطلاعاتی کنند؛ اما او راه اشتباه نشان داد و در حین فرار، با سرنیزه در آغوش مادربزرگش به شهادت رسید. دو سرباز پاسگاه (از جمله شهید خلیل علی‌نژاد ویند) نیز پشت دیوار مسجد روستا سنگر گرفتند و تا آخرین نفس مقاومت کردند.

در گوشه دیگری از مرز ایران و آذربایجان در شمالی‌ترین گوشه ایران در روستای علیکران (الکران) نیز راز روز اشغال و حماسه‌آفرینی روایتی شنیدنی است و  شهریور هر سال که فرامی‌رسد تمام روستا سرتاپا گوش می‌شود تا به‌خاطر بسپارد و فراموش نکند آن لحظات سخت و تلخ را؛ فریادهای بی‌صدا و بغض‌هایی که هنوز پس از گذشت بیش از ۸۰ سال در گلو مانده است و اِشغال را برنمی‌تابد.

روایت شنیدنی روز اشغال روستای علیکران بخش ارشق شهرستان مشگین‎‌شهر در شهریور ۱۳۲۰ که در آن یکی از اهالی روستا، یک سرباز و یک نظامی پاسگاه مرزی الکران به شهادت رسیدند، از زبان شاهدان عینی سینه‌به‌سینه به فرزندان منتقل شده است که در ادامه آمده است.

 هوا گرگ‌و‌میش بود و آفتاب هنوز از پشت کوه‌های «آرا لا قیّه‌سی» بالا نیامده بود و «حسن‌خان» عجله داشت تا هرچه زودتر خود را به خانه مادربزرگش برساند و خبر سلامتی زن باردارش را به «خان‌ننه» بدهد، او خوب می‌دانست که پیرزن پای آمدن ندارد و تا خود صبح دل‌نگران فرزندش است.

«حسن‌خان» چندقدمی از خانه دور نشده بود که صداهایی ناآشنا در تاریکی شنید که هر لحظه به او نزدیک می‌شدند و اسلحه‌ای که ناغافل و از پشت بر او کشیده شد؛ غریبه‌های اسلحه به دست با زبان روسی سراغ پاسگاه و نظامیان را از او گرفتند.

کمی هوا روشن‌تر شده بود چشم چرخاند، دید روس‌ها روستا را در تاریکی بامداد اشغال کرده‌اند و «حسن‌خان» امتناع کرد از گفتن نشانی پاسگاه؛ آن روزها پاسگاه روستای مرزی الکران (علیکران) ساختمان مشخصی نداشت و دو اتاقِ حیاط «امیرخان» کدخدای روستا شده بود، پاسگاه و یک درجه‌دار و یک سرباز در این پاسگاه بودند.

اِشغالگران تهدید به کشتن «حسن‌خان» کردند و او به‌ناچار حیاط «بالاخان» یکی دیگر از اهالی را به آنها نشان داد و گفت پاسگاه اینجا مستقر است؛ بی‌محابا چند گلوله بود که به سمت دیوار کاه‌گلی این حیاط پرتاب شد و سربازان اشغالگر داخل حیاط شدند؛ اما با اتاق‌خالی مواجه شدند، اِشغالگران فهمیدند که از «حسن‌خان» رودست خورده‌اند، این بار سرباز روسی که زبان آذری بلد بود گفت اگر نگویی پاسگاه و نظامیان کجا هستند بی برو و برگرد، اهالی روستا را که تاکنون با آنها کاری نداشته‌ایم می‎‌کُشیم!

حالا با صدای گلوله، روستا داشت بیدار می‌شد و «حسن‌خان» این بار مسجد را نشان داد و گفت پاسگاه آنجاست، اِشغالگران به سمت مسجد هجوم بردند و چند گلوله هم به دیوار مسجد اصابت کرد؛ در همین حین «حسن‌خان» از فرصت استفاده کرد و از دیوار کوتاه حیاط همسایه مسجد بالا پرید و از سوراخ‌وسنبه خانه‌های قدیمی روستا خود را به خانه مادربزرگ رساند و کُلون در را کوبید؛ اما تقدیر با «حسن‌خان» یار نبود و تا اهالی خانه در را باز کنند اشغالگران با سرنیزه اسلحه قلبش را نشانه گرفتند و «حسن‌خان» با سرنیزه‌ای در قلب در آغوش مادربزرگ افتاد و جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.

اِشغالگران روسی، درجه‌دار و سرباز ایرانی پاسگاه الکران را که برای دفاع از وطن در محوطه جلوی مسجد سنگر گرفته بودند و جانانه از وطن دفاع می‌کردند، با تیر زدند و جنازه این دو سرباز وطن، از بالا غَلت خورد و درست در چشمه واقع در وسط دره روستا افتاد؛ حالا روستا سرتاسر پر از شیون و ترس شده بود؛ اشغالگران حتی چشم به نوامیس هم داشتند ولی جستجویشان برای پیداکردن زن و فرزندان سربازان وطن به جایی نرسید؛ اهالی روستا، دختران جوان روستا و زن و بچه نظامیان ایرانی را پنهانی از روستا خارج کردند و شبانه و مخفیانه پیکر پاک این دو سرباز وطن را در قبرستان روستا و در یک قبر دفن کردند.

پیکر «حسن‌خان» فداکار هم که حاضر نشده بود، مکان پاسگاه الکران(علیکران) را لو بدهد در قبر دیگری در قبرستان روستای علیکران مدفون است و تا به امروز  اهالی روستا  نسل به نسل هر پنجشنبه سر مزار این دو سرباز غریب می‌روند و به پاس قدردانی از مجاهدت این سربازان وطن، قصه روز اِشغال و شهادت غریبانه این سربازان را سینه به سینه به فرزندانشان منتقل می کنند و هنوز هم که هنوز است قصه آدم‌های بزرگ آرمیده در این مزار چون رازی سربه‌مهر باقی‌مانده است.

چند سال پیش بود که خانواده شهید «خلیل علی‌نژاد ویند» پس از حدود هفت دهه سر مزار این سرباز جاوید وطن آمدند؛ ولی هنوز از خانواده شهید دیگر آرمیده در روستای الکران (علیکران) خبری نیست؛ فرزند «حسن‌خان اصلانی» شهید دیگر در جریان اشغال ایران در ۱۳۲۰، بعد از شهادتش به دنیا آمد و سال‌ها در روستای الکران (علیکران) زندگی کرد؛ الکران (علیکران) یکی از روستاهای بخش ارشق شهرستان مشگین‌شهر است که در ۱۴ کیلومتری شهر رضی قرار دارد.


این سه روایت تنها گوشه‌ای از تاریخ این مرزو بوم است که نشان می‌دهد همواره  استعمارگران  زمانه چشم طمع به  قامت ایران این سرزمین تمدن ساز دوخته اند، کمااینکه در جنگ تحمیلی  ساله، جنگ 12 روزه و در جنگ رمضان نیز  شاهد این بودیم که استعمارگران به دنبال اشغال ایران بودند اما این بار شکست تلخی از ایرانی‌ها خوردند که مقایسه وضعیت مشابه دیروز و امروز خود یک درس تاریخی و عبرت آمیز دارد. مقایسه وضعیت امروز با شهریور ۱۳۲۰، تفاوت در «منشأ قدرت» را آشکار می‌کند. در سال ۱۳۲۰، ضعفِ ساختاری ناشی از وابستگی به قدرت‌های بیگانه بود؛ اما امروز، قدرت دفاعی ایران بر پایه «توانمندی بومی» و «پیوند ناگسستنی ملت و نیروهای مسلح» بنا شده است.

تفاوت اصلی اینجاست: در سال ۱۳۲۰، ایران «مفغول» تحولات جهانی بود و قدرت‌های بزرگ، سرنوشتِ مرزهای ما را تعیین می‌کردند. اما امروز، ایران به پشتوانه قدرت بازدارنده خود، به یک کنشگرِ فعال در منطقه تبدیل شده که در سخت‌ترین شرایط تحریم و تهدید، اجازه نداده است ذره‌ای از خاک کشور مورد تجاوز قرار گیرد.

تاریخِ سوم شهریور ۱۳۲۰، فقط یک تقویمِ تلخ نیست؛ بلکه یک «سند» برای همیشه است. ما آموختیم که امنیت با «استقلال راهبردی» گره خورده است. بازخوانی این واقعه نشان می‌دهد که نظام دفاعیِ امروز، نه تنها از حوادثِ گذشته درس گرفته، بلکه با تکیه بر خودباوری، آنچنان پیوندی میان مردم و نیروهای مسلح ایجاد کرده که مدل‌های فروپاشیِ دورانِ پهلوی دیگر در جغرافیای سیاسی ایران جایگاهی ندارند. ایستادگی امروز، ثمره همین عبرت‌های تاریخی است که اجازه نمی‌دهد تاریخِ اشغال، تکرار شود.


تقابل دو الگو؛ فرار طاغوت در برابر سیلی محکم به آمریکا

مقایسه تاریخی رفتار حاکمیت و ساختار دفاعی در دو مقطع شهریور ۱۳۲۰ و اکنون ماهیت استقلال و اقتدار بومی را به وضوح عیان ساخته و مقایسه وضعیت دیروز و امروز تفاوت دو دکترین «وابستگی ذلت‌بار» و «مقاومت عزتمندانه» را نمایان می‌سازد.

۱. فرماندهی شخص اول مملکت؛  تسلیم در برابر راهبری میدان

در شهریور ۱۳۲۰، رضاشاه با انکسار روحی و سردرگمی مطلق کشور را تسلیم کرد؛ شاه اول پهلوی به‌عنوان شخص اول مملکت با نخستین تهدید دچار استیصال شد و تن به تبعید داد؛ اما در دوران جمهوری اسلامی، چه در دوران هشت سال دفاع مقدس و چه در اوج تهدیدات نظامی و ترورهای مستقیم آمریکا، رهبری با صلابت و شجاعت تمام در خط مقدم هدایت کشور ایستاد و راهبرد مقاومت فعال را پیش برد و دکترین «پاسخ متقابل» را ابلاغ کرد و در این راه نیز جانش را فدای ملت و وطن کرد و اکنون نیز رهبر جدید با صلابت راه رهبر شهید را ادامه می‌دهد.

۲. ساختار دفاعی؛ ارتش عاریتی در برابر اقتدار بومی

ارتش کلاسیک پهلوی در شهریور ۱۳۲۰، به دلیل اتکا به مستشاران خارجی و نبود قطعات و استقلال فنی در کمتر از ۸۰ ساعت فلج شد. اما نیروهای مسلح امروز (ارتش نیروی انتظامی و سپاه) با دستیابی به فناوری‌های بومی موشک‌های هایپرسونیک، پهپادهای نقطه‌زن، شبکه‌های راداری و سامانه‌های پدافندی پیشرفته هیمنه نظامی آمریکا را در خلیج فارس درهم شکستند و از پایگاه‌های آنها در منطقه چیزی جز ویرانه باقی نمانده است.

سطح جامعه و دکترین دفاعی: در سال ۱۳۲۰، سربازان مرزی به دلیل ساختار فاسد مرکز تنها ماندند؛ اما امروز امنیت ملی با پیوند ناگسستنی «ملت و نیروهای مسلح» گره خورده و تبدیل به یک قدرت بازدارنده موشکی، پهپادی و پدافندی شده است.

  جدول مقایسه تطبیقی دو رویکرد دفاعی
شاخصه تحلیلشهریور ۱۳۲۰ (دوران پهلوی)دوران جمهوری اسلامی و مواجهه با استکبار جهانی
شخص اول مملکتانکسار روحی، تسلیم بلاشرط، استعفا و اخراج از کشورایستادگی قاطع، مدیریت بحران و فرماندهی عملیات بازدارنده و جان فدایی وطن
استراتژی نظامیانفعال، دستور عدم مقاومت و فرار فرماندهان در ارتش عاریتی
ایستادگی قاطع، مدیریت بحران و فرماندهی عملیات بازدارنده  و اقتدار بومی 
پایگاه مردمیتنهایی و غربت مرزداران غیور
حضور میلیونی مردم دوشادوش نیروهای مسلح ارتش و سپاه
نتیجه میدانیاشغال خاک ایران، قحطی بزرگ و تحقیر ملیحفظ کامل تمامیت ارضی و عدم واگذاری حتی یک وجب از خاک
امنیت و بازدارندگی
امنیت عاریتی و اشغال کشور
دوران بازدارندگی شکست‌ناپذیر

امنیت عاریتی پایان یافت؛ دوران بازدارندگی شکست‌ناپذیر

بازخوانی تاریخ سوم شهریور ماه نشان می‌دهد که امنیت مبتنی بر دلارهای نفتی و ارتش‌های وابسته به غرب، کاخی پوشالی بیش نیست که با اولین تندباد فرو می‌ریزد.  و بازگویی این ضرورت تاریخی  به نسل جوان یک  ضرورت محض است؛ چراکه  نسل جوان  ایران‌زمین باید بداند کشوری که روزی پایتختش بدون شلیک یک گلوله تسلیم  اشغالگران شد، امروز به پشتوانه خون شهدا، خودباوری و اقتدار نیروهای مسلح مقتدر و حضور مردم در میدان به نقطه‌ای رسیده  است که حتی  با وجود جنگ تمام عیار دشمن تا بن مسلح آمریکایی - صهیونیستی، اینک ایران عزیر ما حتی به اذعان خود ابرقدرت‌ها، ابرقدرتی نوظهور شده است که هم از حق خود دفاع می‎کند و هم متجاوزگر را  به تحمل خسارتی سنگین  واداشته است؛ خسارتی که  خود متجاوزگران بر آن معترف شده‌اند.

 خسارت آمریکا از جنگ با ایران افشا شد

در گزارشی که تایم  در ۲۶ مردادماه امسال منتشر کرده است، خسارت آمریکا از جنگ با ایران افشا  شده است که رقمی قابل‌توجه است و بی‌شک با ادامه وضعیت کنونی این آمریکا و هم‌پیمانانش هستند که فشار اقتصادی بیشتری را متحمل خواهند شد.  

تایم نوشت: گزارشی از مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) که تخمین می‌زند که این جنگ ۳۴ تا ۴۲ میلیارد دلار هزینه داشته است.

طبق گزارش CSIS، حدود ۲۶.۱ میلیارد دلار صرف مهمات شده است، از جمله ۱۸.۵ میلیارد دلار برای سیستم‌های دفاع هوایی مانند موشک‌های پاتریوت و رهگیرهای THAAD. ۷.۵ میلیارد دلار دیگر نیز صرف مهمات حمله زمینی شده است با وجود این سرمایه‌گذاری، حملات ایران همچنان به پایگاه‌های آمریکا در سراسر خاورمیانه آسیب رساند و خسارتی حدود ۴ تا ۹.۴ میلیارد دلار به بار آورد .


اذعان رسانه آمریکایی به خسارت چند میلیارد دلاری ایران به آمریکا

در آخرین اذعان دشمنان، شبکه «ان‌بی‌سی» در بامداد چهارشنبه چهارم شهریورماه امسال به نقل از مقام‌های مطلع گزارش داد که حملات موشکی و پهپادی ایران میلیاردها دلار خسارت به تجهیزات اطلاعاتی و نظارتی آمریکا در غرب آسیا وارد کرده است.

با وجود تلاش‌های مذبوحانه دولت آمریکا به ریاست «دونالد ترامپ» تروریست برای نفی خسارات وارده به پایگاه‌های این کشور در غرب آسیا توسط ایران، رسانه‌های آمریکایی اما به این موضوع اذعان دارند.

در این گزارش آمده است: «این حملات بی‌سابقه، نقاط ضعف دفاع پایگاه‌های آمریکا را آشکار کرده و مقامات را مجبور به تجدیدنظر در مورد نحوه محافظت از تأسیسات حساس کرده است».

این منابع که نامشان فاش نشده است، توضیح دادند که بازسازی زیرساخت‌های اطلاعاتی در کشورهای غرب آسیا، میلیاردها دلار برای آمریکا هزینه خواهد داشت.

ان‌بی‌سی ادامه داد: «حملات ایران تردیدهایی را در مورد توانایی‌های وزارت امور خارجه، پنتاگون و سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا برای محافظت از تأسیسات این کشور در منطقه ایجاد می‌کند».

خسارت سنگین نظامی به آمریکا فقط در دو هفته 


کانال تلگرامی متعلق به نیروی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران نیز در مردادماه درباره میزان خسارات سنگین ارتش آمریکا در جریان حملات بازه زمانی ۱۷ الی ۳۱ تیر به ایران آماری را تهیه کرده است که طبق آمار به دست آمده در جریان این حملات بالغ بر ۱۰ هواپیمای جنگنده و بالگرد و حدود ۱۷ پهپاد شناسایی آسیب دیده و فهرستی از مراکز و پایگاه های وابسته به آمریکا در عملیات های نیروهای ایرانی هدفگیری و تخریب شدند.که خسارت ۲۰ میلیارد دلاری به تجهیزات آمریکا در عرض دو هفته خود  جای حرف بسیاری دارد.
 طبق اذعان آمریکایی‌ها ادامه وضعیت موجود و بسته ماندن تنگه هرمز روزانه خسارت هنگفتی به آمریکایی‌ها وارد می‌کند که البته این خسارت غیرقابل‌انکار است و به شدت اقتصاد آنها را متزلزل کرده است. 


 پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه کارایی خود را از دست دادند

پاسخ‌های موشکی و پهپادی ایران به مواضع آمریکا، آسیب‌پذیری زیرساخت‌های نظامی ثابت و بزرگ واشنگتن در غرب آسیا را آشکار کرده است؛ طبق برآورد مؤسسه «امریکن اینترپرایز»، جبران خسارات وارده به ۱۱ پایگاه در ۷ کشور منطقه دست‌کم به ۵ میلیارد دلار بودجه نیاز دارد. کارشناسانی نظیر «دانا استرول» و «هال برندز» تأکید می‌کنند که الگوی سنتی استقرار گسترده نیروها در حاشیه خلیج فارس در برابر تسلیحات پیشرفته نامتقارن کارایی ندارد و واشنگتن را به سمت پایگاه‌های کوچک‌تر و تغییر آرایش نظامی سوق داده است.

فروپاشی دکترین کارتر و تشدید فشارهای سیاسی برای خروج

این تحولات به معنای پایان کارآمدی «دکترین کارتر» ارزیابی می‌شود؛ راهبردی چند دهه‌ای که حضور نظامی مستقیم را ضامن منافع آمریکا و امنیت متحدان عرب می‌دانست، اما اکنون به عامل افزایش آسیب‌پذیری تبدیل شده است. تحلیلگرانی مانند «مایکل فوکس» در فارن افرز و «سحر خان» در ریسپانسیبل استیت‌کرفت با اشاره به کشته و زخمی شدن صدها نظامی، خواستار خروج کامل از خاورمیانه شده‌اند؛ هرچند واشنگتن در مدیریت این عقب‌نشینی با چالش حفظ اعتبار دیپلماتیک و جلوگیری از تلقی «فرار» مواجه است.

بررسی ابعاد راهبردی نشان می‌دهد انتقال پایگاه‌ها به مناطقی چون اردن، فلسطین اشغالی یا شرق مدیترانه نیز مصونیت نظامیان آمریکایی را تضمین نخواهد کرد، زیرا توانمندی‌های موشکی میان‌برد و دوربرد ایران قادر به پوشش این فواصل جغرافیایی جدید است. به اذعان تحلیلگران امنیتی، این جابه‌جایی صرفاً میدان تقابل را تغییر می‌دهد و بن‌بست امنیتی واشنگتن را در مهار تهدیدات برطرف نمی‌کند، بلکه منطقه را به سمت یک موازنه قدرت جدید پیش می‌برد.

جنگ تحمیلی سوم چقدر به ایران خسارت زد؟

گرچه جنگ تحمیلی سوم خسارت جبران‌ناپذیری بر پیکره ایران اسلامی وارد کرده است، اما قطعا تاریخ ثبت کرد که فرزندان ایران‌زمین حتی برای ثانیه‌ای دست از دفاع از کشورشان برنداشتند و اجازه سلطه دشمن را ندادند.

 تاریخ  گواه این است که ایران در برابر یک جنگ ناخواسته که طبق آخرین برآورد وزارت اقتصاد، میزان خسارت‌های مادی آن در بخش غیرنظامی (خسارت مستقیم جنگ) حدود ۹ میلیارد و همچنین طبق اعلام سخنگوی دولت در مجموع  این جنگ به طور مستقیم و غیر مستقیم ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به کشور داشته است، با تکیه بر فرزندانش و عزم جدی آنها در اوج ایستاد و  برای همیشه نامش را به عنوان یک ابرقدرت در دنیا مطرح کرد.

انتهای خبر/ ش

اشتراک‌گذاری

  • پایان امنیت عاریتی؛ دکترین کارتر در خلیج فارس شکست خورد

دیدگاه‌ها

  • وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما برای ما مهم است
جهت بازسازی کلیک نمایید