- گروه: سیاسی
- کد خبر: 76235
- بازدید: 1,612
- 1405/05/27 - 11:59:15
شکست نتانیاهو در انتخابات و پیامدها
پایان نخستوزیری نتانیاهو و انتقال قدرت به ائتلافی که احتمالاً محور اصلی آن را نیروهای میانهروتر و در همان حال امنیتی و مخالف نتانیاهو تشکیل خواهند داد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، محمدرضا کفاش جمشید عضو شورای علمی اندیشکده حکمرانی و قانون گذاری استان اردبیل در یادداشتی نوشت: با نزدیک شدن به انتخابات پارلمانی اسرائیل در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶/ ۵ آبان ۱۴۰۵، آرایش سیاسی این رژیم وارد مرحلهای حساس شده است. نظرسنجیهای اخیر از تقویت جریانهای مخالف بنیامین نتانیاهو و بهویژه افزایش موقعیت گادی آیزنکوت حکایت دارند؛ بهگونهای که در برخی نظرسنجیهای روزهای اخیر، حزب «یشار» به رهبری آیزنکوت از حزب لیکود پیش افتاده است.
با این حال، مسئله اصلی در انتخابات اسرائیل صرفاً کسب بیشترین کرسی نیست، بلکه توانایی تشکیل ائتلافی با حداقل ۶۱ کرسی در کنست ۱۲۰ نفره است. در حال حاضر، حتی بلوک مخالف نتانیاهو نیز برای رسیدن به این حد نصاب با چالش مواجه است.
بر این اساس، اگر روند فعلی ادامه پیدا کند و مخالفان بتوانند پس از انتخابات ائتلافی با حداقل ۶۱ کرسی تشکیل دهند، اسرائیل شاهد یکی از مهمترین تغییرات سیاسی سالهای اخیر خواهد بود: پایان نخستوزیری نتانیاهو و انتقال قدرت به ائتلافی که احتمالاً محور اصلی آن را نیروهای میانهروتر و در همان حال امنیتی و مخالف نتانیاهو تشکیل خواهند داد.
با این حال، این تغییر را نباید به معنای چرخش اسرائیل از سیاستهای امنیتی یا کاهش بنیادی تهدید علیه ایران تلقی کرد. گادی آیزنکوت خود از فرماندهان ارشد سابق ارتش اسرائیل است و بخش قابل توجهی از نیروهای مخالف نتانیاهو نیز دارای دیدگاههای سختگیرانه امنیتی هستند.
بنابراین تفاوت اصلی دولت احتمالی بعدی با دولت نتانیاهو احتمالاً بیشتر در روش اداره بحرانها، رابطه با آمریکا، مدیریت جنگ غزه و نحوه استفاده از قدرت نظامی خواهد بود تا در اصل نگاه اسرائیل به امنیت ملی و تهدید ایران.
یکی از نخستین پیامدهای پیروزی مخالفان، احتمالاً بازتعریف رابطه اسرائیل با آمریکا خواهد بود. در شرایط کنونی، میان دولت نتانیاهو و دولت دونالد ترامپ درباره نحوه مدیریت جنگ غزه و برخی مسائل منطقهای اختلافاتی شکل گرفته است و ترامپ در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر از تأیید صریح نتانیاهو خودداری کرده است.
اگر دولت جدیدی روی کار آید، احتمال دارد واشنگتن و تلآویو بتوانند رابطهای هماهنگتر و کمتر شخصیشده ایجاد کنند. چنین تغییری برای منطقه اهمیت زیادی دارد، زیرا میتواند قدرت مانور آمریکا برای مدیریت بحرانهای غزه، لبنان، سوریه و ایران را افزایش دهد.
در مورد غزه نیز احتمال تغییر رویکرد وجود دارد. دولت مخالف نتانیاهو احتمالاً در مقایسه با دولت فعلی آمادگی بیشتری برای پذیرش یک توافق مرحلهای، آتشبس پایدارتر، ترتیبات بینالمللی برای بازسازی غزه و نوعی سازوکار سیاسی برای اداره این منطقه خواهد داشت. البته انتظار خروج فوری اسرائیل از غزه یا پذیرش تشکیل دولت فلسطینی را نمیتوان نتیجه طبیعی چنین انتخاباتی دانست.
آیزنکوت و دیگر رهبران امنیتی مخالف نتانیاهو همچنان مسئله خلع سلاح حماس و تضمینهای امنیتی اسرائیل را بسیار جدی خواهند گرفت. بنابراین تغییر دولت بیشتر میتواند به معنای تغییر تاکتیک در قبال غزه باشد تا کنار گذاشتن اهداف امنیتی اسرائیل.
از منظر منطقهای، پایان دولت نتانیاهو میتواند به کاهش نسبی قطبیشدن فضای منطقه غرب آسیا کمک کند، اما الزاماً به معنای کاهش همه تنشها نیست. اگر دولت جدید بتواند جنگ غزه را مهار کند، روابط خود را با کشورهای عربی تقویت کند و هماهنگی بیشتری با واشنگتن داشته باشد، احتمالاً زمینه برای احیای روندهای دیپلماتیک و اقتصادی منطقهای مطلوب اسرائیل افزایش خواهد یافت. در مقابل، یک دولت اسرائیلی منسجمتر و برخوردار از حمایت گستردهتر آمریکا ممکن است در مواجهه با تهدیدهای امنیتی، بهخصوص ایران و نیروهای همسو با آن، هدفمندتر و محاسبهشدهتر عمل کند.از این منظر، پیروزی مخالفان نتانیاهو برای ایران نه الزاماً یک فرصت قطعی است و نه یک تهدید قطعی. در کوتاهمدت، پایان جنگ غزه و کاهش تنش میان اسرائیل و آمریکا میتواند بخشی از فشارهای منطقهای علیه ایران را کاهش دهد و احتمال شکلگیری مسیرهای دیپلماتیک را افزایش دهد.
اما در میانمدت ممکن است دولت جدید اسرائیل با برخورداری از مشروعیت داخلی بیشتر، روابط بهتر با واشنگتن و انسجام بیشتر در دستگاه امنیتی، سیاست مهار ایران را با دقت و هماهنگی بیشتری دنبال کند. به بیان دیگر، ممکن است اسرائیلِ پس از نتانیاهو از نظر سیاسی آرامتر اما از نظر راهبردی منسجمتر باشد.
در حوزه لبنان و سوریه نیز همین دوگانگی وجود دارد. دولت جدید ممکن است نسبت به عملیاتهای گسترده و طولانیمدت محتاطتر باشد، اما همچنان تلاش خواهد کرد از شکلگیری ظرفیتهای نظامی تهدیدکننده در مرزهای شمالی جلوگیری کند. بنابراین نباید انتظار داشت که تغییر دولت در اسرائیل بهتنهایی موجب پایان سیاست فشار امنیتی این کشور در لبنان و سوریه شود.
در نهایت، مهمترین مسئله انتخابات ۲۷ اکتبر نه صرفاً این است که آیا نتانیاهو بیشترین یا کمترین کرسی را به دست میآورد، بلکه این است که کدام جریان میتواند ائتلاف ۶۱ کرسی را تشکیل دهد. آخرین نظرسنجیها نشان میدهند که مخالفان در موقعیت بهتری قرار گرفتهاند، اما هنوز فاصله آنها با تشکیل یک دولت باثبات قطعی نیست و احزاب کوچک، احزاب مذهبی و حتی نحوه رفتار احزاب عرب میتوانند در مرحله پس از انتخابات تعیینکننده باشند.در فاصله حدود دو ماه و نیم تا انتخابات، سناریوی شکست نتانیاهو را باید جدیترین سناریوی تغییر سیاسی در اسرائیل دانست، اما نه یک نتیجه قطعی. اگر این سناریو تحقق یابد، احتمالاً اسرائیل وارد دورهای از بازسازی سیاسی و ترمیم رابطه با آمریکا خواهد شد؛ در غزه به دنبال راهحلهای مرحلهایتر خواهد رفت؛ در روابط منطقهای انعطاف بیشتری نشان خواهد داد؛ اما در برابر ایران و تهدیدهای امنیتی همچنان سعی خواهد کرد سیاست بازدارندگی قدرتمندی را حفظ کند.
از این رو، برای ایران اهمیت اصلی انتخابات اسرائیل در این نیست که «چه کسی جای نتانیاهو مینشیند»، بلکه در این است که آیا دولت بعدی اسرائیل میتواند از یک سو بحرانهای موجود را کاهش دهد و از سوی دیگر یک ائتلاف منطقهای و آمریکایی منسجمتر برای مهار ایران ایجاد کند یا خیر. پاسخ به این پرسش، پیامدهای انتخابات ۲۷ اکتبر را بسیار فراتر از مرزهای اسرائیل خواهد برد.
انتهای خبر/ ماشتراکگذاری
برچسبها
- وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاهها