- گروه: فرهنگی
- کد خبر: 76592
- بازدید: 678
- 1405/06/23 - 16:22:41
سبلان ما گزارش میدهد؛
پایان رنج بیآبی در روستای پشته قرهآغاج در مشگینشهر
کولهپشتیهایشان پر از عزم و امید است؛ پاهایی که خستگی نمیشناسند و دستهایی که گرهگشایی را مشق میکنند. مقصد، خاکِ صمیمی و محرومِ روستای «پشته قرهآغاج» در مشگینشهر است؛ جایی که جهادگران رنجِ بیآبی را التیام میبخشند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»،کولهپشتیهایشان پر از عزم و امید است و قدمهایشان خستگی نمیشناسد؛ دستهایی که گرهگشایی را نه بهعنوان یک وظیفه، بلکه بهعنوان یک مشقِ عشق تمرین میکنند. اینجا مقصد، جایی دورتر از هیاهوی پایتخت، در خاکِ صمیمی و محروم روستای «پشته قرهآغاج» در بخش مرادلو شهرستان مشگینشهر است؛ جایی که اهالیاش سالهاست با وجود سختی و مشقتِ کمآبی، «مشقِ صبر» میسرایند و با تمام وجود برای معیشتی حلال، خاک را نوازش میکنند.
گروه جهادی «گفتمان ناب» تهران، برای دهمین بار است که دل به جاده میزند تا به این نقطه از ایرانِ جان بیاید؛ جایی که کوچهباغهایش با سادگی گرهخورده، اما سالهاست سایه سنگین محرومیت روی زندگی اهالی آن سنگینی میکند. سفر از جلسات هماهنگی در اردبیل آغاز شد؛ جایی که در نشست با مسئول سازمان بسیج سازندگی و مدیرکل امور عشایر استان، نقشهها روی میز پهن شد تا دقیقترین برنامهریزیها برای خدمت به اهالی این دیار انجام گیرد.
امروز اما هوای روستا فرق دارد؛ عطر خدمت و همدلی در فضا پیچیده و قدمهای استوار جوانانی از راه رسیده که معنای واقعی «ما میتوانیم» را در میدان عمل ثابت کردهاند.
بغضِ شکسته و لبخندِ پیرمرد روستایی
وارد روستا که میشویم، غبار محرومیت بر چهره کوچهها نشسته؛ اما دلها گرم است. «مشهدی محمد»، پیرمردِ سفیدموی روستا که عمری را با رنجِ بیآبی سپری کرده، تکیه بر عصایش داده و به دبههای آبِ حیاط و زمینهای تشنه پشتِ خانهاش خیره شده است. او وقتی جنبوجوش جوانان جهادی را میبیند، نفس عمیقی میکشد و با صدایی لرزان اما پر از امید میگوید: «سالهاست دبه به دست، روزگار گذراندهایم. مشکل آب اینجا امانمان را بریده بود. همیشه فکر میکردیم شاید کسی صدای ما را نمیشنود؛ اما وقتی دیدیم این جوانان از راهی چنین دور، از تهرانِ شلوغ، با کولهباری از عشق آمدهاند تا برایمان آب بیاورند و مدرسه بچههایمان را آباد کنند، انگار دنیا را به ما دادند. دلمان گرم شد که هنوز هم آدمهایی هستند که به فکر ما باشند.»
چند متر آنطرفتر، مادری جوان در حالی که دستِ کودکش را محکم گرفته، با چشمانی اشکبار از شوق میگوید: «دخترم امسال با ذوق به مدرسه میرود؛ چون میداند آن خواهرانِ جهادی آمدند و کلاسِ درسشان را با رنگ و قلم، جانی تازه بخشیدند. خدا خیرشان دهد که غبار محرومیت را از چهره روستایمان پاک میکنند. این مدرسه دیگر برای بچههای ما، فقط یک ساختمان نیست؛ جایی است که بوی مهربانی میدهد.»
جهاد در میدانِ عمل
این زمزمههای امید، حاصل حضور دهمین اردوی جهادی گروه «گفتمان ناب» تهران است. سفری که پیشتر در اتاقهای فکر و جلسات هماهنگی کلید خورده بود و حالا در میدان عمل، رنگِ واقعیت به خود گرفته است. «سجاد مردانه»، مسئول گروه جهادی گفتمان ناب تهران، در میان خاک و خشتِ کارگاهِ آبرسانی، با ارادهای پولادین روایت میکند: «در راستای محرومیتزدایی و خدمترسانی به ولینعمتان انقلاب، از ۱۷ تا ۲۴ شهریورماه در این روستای محروم حاضر شدهایم. ما آمدهایم تا دین خود را به این خاک ادا کنیم.»
مردانه با اشاره به اصلیترین دغدغه اهالی میافزاید: «عرصه فعالیت اصلی ما در این سفر، حل مشکل دیرینه اهالی در تأمین آب پایدار خواهد بود. تمامی تمهیدات لازم برای اجرای باکیفیت این پروژه عمرانی با مشارکت بیدریغ سازمان بسیج سازندگی و اداره کل امور عشایر استان اردبیل فراهم شده است تا دسترسی به آب شرب دیگر یک رؤیا نباشد.»
در کنار مردان گروه که در پروژه آبرسانی آستین بالا زدهاند، تیم خواهران گروه نیز راهی مدرسه روستا شدهاند. اینجا همه چیز بوی زندگی میدهد؛ بهسازی و شادابسازی مدرسه روستا با دستهای توانمند بچههای گروه در حال انجام است تا صدای زنگ مهر، امسال در کلاسی شاداب و نو طنینانداز شود. یکی از جهادگران در حالی که قلمموی رنگ در دست دارد، با لبخندی میگوید: «کار ما تنها ساختن دیوار و لولهگذاری نیست؛ ما آمدهایم دلها را هم آباد کنیم. وقتی میبینیم کودکان روستا با دیدن رنگهای تازه مدرسه لبخند میزنند، تمام خستگی را فراموش میکنیم.»
در مسیرِ «قائدِ شهید»
مردانه در تکمیل این روایت تصریح میکند: «یکی از برنامههای محوری ما، توجه ویژه به مسائل فرهنگی و تربیتی است. برنامههای متنوع و جذابی را برای نوجوانان و بانوان تدارک دیدهایم و در کنار آن، دیدار و حمایت از خانوادههای آبرومند و نیازمند روستا در دستور کارمان قرار دارد.»
مسئول گروه جهادی گفتمان ناب تهران با اشاره به انگیزه معنوی این اردو تصریح کرد: «امسال این اردو رنگ و روی دیگری دارد و با توجه به شهادت قائد شهید امت بهعنوان آغازگر حرکت جهادی در کشور، این اردوی جهادی را به یاد رهبر شهید انقلاب اسلامی برگزار میکنیم. ایشان همواره به بهرهگیری از ظرفیت مردم در حل مسائل کشور تأکید داشت و راهبرد اصلی ما نیز همین تکیه بر توان خود مردم برای گرهگشایی از مشکلات است.»
خورشید پشت کوههای سرافراز مشگینشهر غروب میکند، اما در دل روستای پشته قرهآغاج، چراغی از جنس همبستگی و امید روشن است؛ چراغی که به دست جهادگران و با همتِ والای اهالی، فردایی روشنتر را برای این دیار به تصویر میکشد. اینجا جهاد، نهفقط یک کار عمرانی که پلی میانِ قلبهایِ مشتاق برای ساختن ایرانی آبادتر است.
این تلاشهای داوطلبانه، فراتر از آبرسانی یا بهسازی مدارس، در واقع بازیابی اعتماد به نفسی است که در سایهی خدمترسانی بیمنت معنا مییابد. جهادگران «گفتمان ناب» ثابت کردند که با ارادهای پولادین و نگاهی به آرمانهای بلند، میتوان سدهای بزرگی را شکست و محرومیت را به خاطرهای دور تبدیل کرد. این الگو، بارقهای از توانمندی ملی است که اگر در جایجایِ این سرزمین تکثیر شود، مسیر پیشرفت را هموارتر میسازد. حالا «پشته قرهآغاج» دیگر تنها نامی در نقشههای جغرافیایی نیست؛ بلکه نمادی از پیوندِ مقدسِ «مردم و خدمتگزاران» است که نویدبخشِ ایرانی سربلند و آباد برای نسلهای آینده خواهد بود.
انتهای خبر/ ش
اشتراکگذاری
- وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاهها