- گروه: اجتماعی
- کد خبر: 76601
- بازدید: 503
- 1405/06/24 - 14:26:41
سبلان ما گزارش میدهد؛
فروش «برکت» برای خرید لوازمخانگی؛ چرخه سیاه نانخشکی در اردبیل
در کوچهپسکوچههای شهر چرخ میزنند و نانهای خشک را تحویل میگیرند، ماجرا زمانی فاجعهبار میشود که این نانها با لوازمخانگی اقساطی آشپزخانه ردوبدل میشود، اما از صف یارانه تا آخور دام؛ نان چگونه در اردبیل به قسط لوازمخانگی تبدیل میشود؟
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، انباشت حجم قابلتوجهی نان بربری برای خشککردن و استفاده بهعنوان خوراک دام در یکی از محلات گرمی، تنها نوک کوه یخ یک فاجعه اقتصادی و فرهنگی در استان اردبیل است. بررسیهای میدانی نشان میدهد آنچه در گرمی دیده شده، صرفاً یک بیاحتیاطی موضعی یا اسراف خانگی ساده نیست؛ بلکه بخشی از یک شبکه گسترده و فعال در کل استان است که در آن «یارانه نان» مستقیماً به «سود دلالان» و «کالاهای خانگی» تبدیل میشود. پدیدهای که در یک سوی آن صفهای طولانی و خستگی شهروندان به چشم میخورد و در سوی دیگرش، وانتهایی که در سکوت بعدازظهرها کیسههای نان را جابهجا میکنند.

فرهنگِ نگرانکننده «نان در برابر لوازم خانگی»؛ تجارتی که برکت را بلعید
این دادوستد فریبنده باعث شده گروهی از خانوادهها بدون آنکه بدانند نان چه کالای ارزشمند، راهبردی و پرهزینهای برای کشور است، هر روز تعمداً بیش از نیاز روزانه خود نان یارانهای بخرند. خریدی اضافه که از همان پای تنور سرنوشتش معلوم است: گوشه حیاط یا بالکن پهن میشود، رطوبتش را میبازد و در پایان هفته با یک وسیله خانگی جدید یا اسکناس تاخورده معاوضه میشود. فرهنگی غلط که گمان میکند «زرنگی خانهداری» است، غافل از آنکه تبر زدن به ریشه سفره عموم مردم است.
در گفتگوی میدانی با یکی از این فعالان حوزه جمعآوری نان خشک در حاشیه شهر اردبیل، وقتی از سود این کار پرسیدم، با صراحتی تکاندهنده پرده از این بازار برداشت: این تجارت فوقالعاده پرسودی است. خانمها نان اضافی خود را مرتب برای ما کنار میگذارند تا در ازای آن، وسایل خانه یا ظروف جدید بگیرند یا اصلاً نقدی حساب کنیم. نانهای جمعآوریشده را هم بار میزنیم و مستقیم به دامداریهای بزرگ در اطراف شهر میفروشیم. چرخه خیلی روان میچرخد؛ هم ما سود خودمان را میبریم، هم دامدار نهاده آماده و ارزان میگیرد و هم خانمهای خانهدار به لوازم مورد علاقهشان میرسند. چرا باید این کار را متوقف کنیم؟
یکی از زنان خانهدار در یکی از محلات حاشیهای اردبیل نیز بیتعارف میگوید: روزی چند تا دانه اضافه میگیریم و روی پارچه تمیز خشک میکنیم. نه کپک میزند نه خراب میشود. سر ماه یک سرویس تفلون یا چند دست استکان نو از نانخشکی تحویل میگیریم. خیلی از همسایهها همین کار را میکنند؛ اگر ندهیم چهکار کنیم؟ دور بریزیم؟ ؛ این غفلت عمیق عمومی از ارزش استراتژیک آرد، همان حلقهای است که پایههای اقتصاد محلی را سست کرده است.

کالبدشکافی اقتصادی؛ چهار عدد بربری و سود ۴۰ درصدی واسطهها
از سوی دیگر، بررسیهای فنی در وزن چانه نشان میدهد وزن خمیر چانه بربری یارانهای حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ گرم است که نان پخته تازه آن نزدیک به ۳۵۰ گرم وزن دارد. این نان وقتی کاملاً خشک میشود و آب خود را از دست میدهد، وزنی معادل ۲۵۰ تا ۲۸۰ گرم پیدا میکند. این یعنی: تنها ۳.۵ تا ۴ قرص نان بربری کامل، یک کیلوگرم نان خشک دامی را تشکیل میدهد.
حالا دخلوخرج این چرخه را کنار هم بگذاریم:
۱. هزینه خرید ۴ قرص نان بربری یارانهای از نانوایی: ۲۸,۰۰۰ تومان
۲. نرخ فروش همین یک کیلو نان خشک به دامدار: ۳۹,۰۰۰ تا ۴۰,۰۰۰ تومان در هر کیلوگرم.
۳. سود خالص واسطهگر: حداقل ۱۲,۰۰۰ تومان در هر کیلوگرم (بیش از ۴۰ درصد سود خالص بدون هیچ فرایند صنعتی یا دردسر تولید).


تجارت علنی در پلتفرمهای اینترنتی؛ حراج نان مردم در «دیوار»
اگر گمان میرود این کار محدود به خورجین موتورسیکلتها و گاریهای حاشیه شهر است، رصد فضای مجازی حقیقت تلختری را فاش میکند. در پلتفرم «دیوار»، آگهیهای علنی و بیپروا برای فروش تناژ نان خشک به چشم میخورد، شغلی که غیرقانونی نیست اما وجود آن خود از آسیبی عمیق در کالبد جامعه خبر میدهد:
آگهی نخست (بلوار کشاورز اردبیل): فروشنده با ثبت عکسهای واضح از نان بربری خشکشده، قیمت را دقیقاً «کیلویی ۳۹,۰۰۰ تومان» ثبت کرده و در توضیحات با خونسردی نوشته است: «نان خشک تمیز بدون کپک، مناسب دام، یه کیسه پر موجوده...»
آگهی دوم (خیابان آباریان دوم اردبیل):در آگهی دیگری، موجودی کالا به طرز تکاندهندهای «۱,۰۰۰ کیلوگرم (یک تن)» به قیمت هر کیلو ۴۰,۰۰۰ تومان مقطوع درج شده است. فروشنده در توضیحات قید کرده: «نان خشک درجه یک، تمیز بدون آشغال تمیز خشک، ۴۰ تومن، لطفاً الکی مزاحم نشید!»
انتشار آگهی فروش یک تُن نان خشک مرغوب در یک سایت عمومی، نشان از اطمینان خاطر دلالان از حاشیه امن بازار دارد؛ تجارتی که کالای مشمول سنگینترین یارانه دولتی را همقیمت اقلام تجاری به مزایده میگذارد.

صرفه اقتصادی نان در برابر کنسانتره؛ چرخه معیوب بازار نهاده
این اختلاف قیمت، انگیزهای قدرتمند ایجاد کرده تا بخشی از گندم یارانهای کشور، بهجای تامین امنیت غذایی مردم، سر از آخور دامها درآورد. وقتی نان ارزانتر از خوراک دام باشد، هدررفت آن نه یک ناهنجاری، بلکه یک «انتخاب اقتصادی» برای دامدار جلوه میکند؛ انتخابی که بار مالی آن مستقیماً بر دوش بیتالمال سوار است.
پای نانواییها در میان است؛ فروش درسته نان در خفا و تاریکی
یکی از اهالی شهرستان گرمی با گلایه شدید از وضعیت صفها میگوید:ساعتها در صف بربری میایستیم، بعد از چند ساعت نانوا با بیحوصلگی کرکره را پایین میکشد و میگوید خمیر تمام شد، سهمیه نداریم. اما همین نانوا شبها یا بعدازظهرهای تعطیل، دهها شاطه نان بربری را که اختصاصی و بدون معطلی پخته، در بستههای بزرگ بار نیسان نانخشکی میکند. نانوا آرد کیسهای چند ده هزار تومانی دولتی میگیرد و نان را درسته کیلویی ۴۰ هزار تومان میفروشد؛ چرا باید برای فروش دانهای ۷ هزار تومان به مردم، تمام روز عرق بریزد؟
وقتی نانوای متخلف نان را بدون صف و دردسر با سود چند برابری به دلال واگذار کند، پدیده کمبود مصنوعی نان و شلوغی صفها در سطح شهرهای استان متولد میشود.

هدررفت سرمایههای ملی در انبارهای نان خشک
لزوم ورود نخبگان و مسئولان؛ راهکارهای عملیاتی
۱. کارزار گسترده فرهنگی برای بازگشت به حرمت نان: رسانههای محلی، تریبونهای نماز جمعه و صداوسیما باید این توهم را که «خرید لوازم خانگی با نان خشک زرنگی است» بشکنند. خانوادهها باید آگاه شوند که هر لقمه نان مازادی که به طمع دیگ و کاسه خریده و دور ریخته میشود، در حقیقت حراج کردن امنیت غذایی فرزندان خودشان است.
۲. نظارت هوشمند و واقعی بر نانواییها:سامانههای کارتخوان هوشمند (نانینو) باید به شکل فنی بررسی شوند تا الگوهای فروش نامتعارف، کارتکشیدنهای صوری و پختهای شبانه غیرمجاز شناسایی شده و سهمیه واحدهای متخلف بیدرنگ ابطال شود.
۳. برخورد قضایی با شبکههای انبارداری و دلالان دیوار: نباید اجازه دهند سایتهای آگهی به تابلوی رسمی فروش کالای یارانهای تبدیل شوند.
۴. ساماندهی خوراک دام و تأمین نهاده ارزان: تا زمانی که دامدار سنتی در تأمین کنسانتره و جو در مضیقه باشد، تقاضا برای نان خشک صفر نمیشود؛ تقویت تعاونیهای روستایی و عشایری ضامن مهار این انحراف است.
اردبیل و کهنشهرهای این دیار که روزگاری نان را برکت لایزال الهی میدانستند و افتادن تکهای از آن بر زمین را گناهی نابخشودنی میشمردند، نباید به پایگاهی برای تبدیل نان یارانهای مردم به ابزار قسط لوازم خانگی یا خوراک دامداریها تبدیل شوند. حفظ حرمت سفره، تنها یک وظیفه شرعی نیست، بلکه یک مسئولیت شهروندی برای نجات اقتصاد کشور از یک نشتِ بزرگِ یارانهای است. آیا زمان آن نرسیده است که با اصلاح این فرهنگ غلط و قاطعیت در نظارت، از هدررفت آشکار سرمایههای این مرزوبوم جلوگیری شود؟
اخبار مرتبط:
انباشت نان بربری برای خوراک دام در گرمی
اشتراکگذاری
- وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاهها