سبلان ما

پایگاه خبری تحلیلی

سبلان ما

پنج‌شنبه 7 خرداد 1405
  • کد خبر: 31437
  • بازدید: 1,964
  • 1395/05/17 - 11:56:28

به مناسبت روز خبرنگار؛

جدی ترین خبرنگار اردبیل+عکس

خبرنگاری که"جدیت" از او معنا می گیرد و تجلی بخش "اقدام و عمل " است اما پیکرش از این همه جدیت عاجز مانده و در حق او کم فروشی می کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی به نقل از چشمه لر،جمعه هفته قبل بود که در حال دوندگی  پایم پیچ خورد و در رفت ،و این شد آغاری  برای رفتن فکر و خیالم به سوی کسانی که لنگ لنگان کار می کنند و آن هم در  حرفه ای مثل خبرنگاری که هشت روز هفته را باید تایپ و دوندگی کنید.

 امروز که 17  مرداد است و روز خبرنگار چند باری به دکتر رفتم تا از این حالت درد آلود خلاص شده  و از میزبانی چند روزه خانواده بکاهم یاد مهدی جدی افتادم که با 35 درصد معلولیت جسمی حرکتی  بصورت کاملا جدی مشغول کار خبرنگاری است.

خبرنگاری  که"جدیت" از او معنا می گیرد و تجلی بخش "اقدام و عمل " است اما پیکرش از این همه جدیت عاجز مانده و   در حق او کم فروشی می کند.

مهدی جدی کارشناس حسابداری، فارغ التحصیل حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، دبیر جهاد فرهنگی دانشگاه های اردبیل، عضو هیات مدیره موسسه طنین ولایت و مدیران جوان اردبیل، مدیر مسئول،خبرنگار و عکاس پربازدیدترین پایگاه خبری تحلیلی دانشجویی استان، مدیر فرهنگی سابق کانون مشفقین مصلی اردبیل 31 شهریور 59 با 35 درصد معلولیت جسمی حرکتی در در اردبیل متولد شده است.

http://www.cheshmalar.ir/sites/default/files/IMG_0215_0.jpg

پدرش علاوه بر مداح اهل بیت عصمت و طهارت کارمند وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات بوده(پست و تلگراف قدیم) و همین موضوع باعث شد که از ابتدا در محیطی با رفت و آمدهای افراد مختلف و فرهنگ های گوناگون قرار گیرد و ضمن آشنایی با مسائل روز ،فارغ از معلولیت خلق و خویی اجتماعی کسب کند.

بخشی از گفتگوی خبرنگار چشمه لر با مهدی را می خوانیم

مهدی می گوید:از همان سالهای کودکی، علاقه ای وافر به فعالیت های فرهنگی داشتم، مطالب کیهان بچه ها و بعدها گل اقا را مطالعه می کردم و با کنجکاوی تمام روزنامه دیواری برای مدرسه درست می کردم.

در سالهای نوجوانی به خاطر شغل پدر، در اغلب نقاط استان سکونت داشتم، ناگزیر محرومیت های فراوان آن روزهای گرمی مغان که حتی آب برای آشامیدن به سختی پیدا می شد چه برسد به مکان های فرهنگی و آموزشکده های امروزی بین من و خیالات کودکانه ام فاصله انداخت.

ضعف جسمانی بخصوص کوتاهی قد که ناشی از معلویت نهفته در من بود باعث شد یکسال دیرتر وارد ،دیار علم و دانش شوم. سال پنجم دبستان را با پاهای گچ گرفته بدون حضور در کلاس درس سپری کردم و این سرآغازی برای دنیای تنهایی ام شد،در همین ایام بود که به اردبیل مهاجرت آمدیم.

مسیر خانه تا مدرسه و برعکس به همراه رادیو معارف و شبکه 3 با برنامه های ورزشی اش بخصوص مسابقات بسکتبال تنها همدم من در این ایام بود. بعد از اخذ دیپلم تا ورود به دانشگاه کارم فقط مطالعه روزنامه و کتب شهید مطهری،تاریخ تمدن ویل دورانت و شرکت در مسابقات مختلف مقاله نویسی بود.

انفجار برج های دوقلوی امریکا در 11 سپتامبر با ورود من به دانشگاه همراه شد و در همین زمان بود که جامعه دوباره به من لبخند زد.

http://www.cheshmalar.ir/sites/default/files/IMG_0211.jpg

 

فعالیت در تشکل های مختلف دانشجویی باعث ازدیاد انرژی در من شد بطوریکه سالهای تیره گوشه نشینی چندین ساله را به باد فراموشی سپردم.

*سفری که مسیر زندگی مهدی را تغییر داد

سال 86همراه بسیج دانشجویی به مشهد مقدس اعزام شدم و این اولین باری بود که بدون همراهی خانواده محیطی صمیمانه و بی ریا را تجربه می کردم، سفری که مسیر زندگی ام را تغییر داد و چشمانم را به دنیایی باز کرد که سعادت اخروی را در پی داشت.

آشنایی با فرهنگ ایثار و شهادت دریچه ای به رویم گشود که تمام درد و غم و تنهایی های دورنم در یک لحظه حقیر و ذلیل شدند.

دیدن رزمندگانی که با وجود از دست دادن دست و پاهایشان دست از کار و تلاش برنمیدارند و مهمتر از همه هنوز هم عاشق ولی امرشان هستند، باعث شد جا پای آنها بگذارم و با مطالعه فرهنگ 8 سال دفاع مقدس در 8 نمایشگاه با موضوعات مختلف مربوط به انقلاب اسلامی، جبهه و جنگ، فتنه 88 گامی هرچند کوچک در بصیرت افزایی جامعه بردارم.

به مرور زمان درکار رسانه ای جلوتر رفتم و وارد فضای نشریات دانشجویی شدم، که حاصل فعالیت سه ساله ام در این زمینه کسب مقام های نخست و سوم کشوری با نشریه بیعت بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل بود، علاقه را با تجربه و پشت کار در هم آمیختم و البته در این میان اهمیت تحصیلات را نیز از یاد نبردم  و با ورود به حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان وارد بحث های حوزوی شدم و طی3 سال تحصیل در حوزه از اساتید ارزشمند حوزه بهره مند شدم.

http://www.cheshmalar.ir/sites/default/files/IMG_0210.jpg

 

*انگیزه برای خبرنگاری با شنیدن خیانت های وهابیت به اسلام قوت گرفت

پای منبر اساتیدی چون آیت الله سید حسن عاملی نماینده محترم ولی فقیه در استان و تشریح خیانت های وهابیت به اسلام، دیدگاه جدیدی در برابر پنداشته هایم از اوضاع جهانی باز کرد بطوریکه برای حضور در عرصه خبر و اطلاع رسانی که همان بصیرت افزایی است، مصرتر شدم.

در مؤسسات آموزش خبرنگاری به گذراندن دوره های آموزشی لازم برای کسب تخصص در حرفه خبرنگاری پرداختم تا بتوانم گامی هرچند درراستای انجام رسالت سنگین خبر رسانی بردارم.

ارتباط صمیانه با تشکل های دانشجویی باعث شد فکر راه اندازی وب سایت خبری ویژه دانشجویان اردبیل با هدف انعکاس دیدگاه های دانشجویان بعنوان افسران و اساتید دانشگاه بعنوان فرماندهان جنگ نرم به ذهنم خطور کند که با مشارکت تعدادی از دوستان این رویا محقق شد و الان چهارمین سال حضور در عرصه خبر و دنیای مجازی را تجربه می کنم.

خدمت به انقلاب و نظام از طریق فعالیت های رسانه ای هدف قلبی من است که احساس کردم  با توجه به شرایط جسمانی ام می توان در کار مطبوعاتی به اهدافم برسم.

*خبرنگار نقش معلم را ایفا می کند

مهدی وظیفه یک خبرنگار را این چنین توصیف می کند:همان طور که مستحضر هستید رسانه ها پل ارتباطی مردم و مسئولین بوده و نماینده افکار عمومی به حساب می آیند. یک خبرنگار باید از منفی نگری دوری کند زیرا اگر یک رسانه روحیه منفی نگری داشته باشد ، همین روحیه را بین مخاطبین خود رواج می دهد و این بسیار خطرناک است.

در واقع هر رسانه ای کارکرد مدرسه و دانشگاه را دارد و در این میان خبرنگار نقش معلم را ایفا می کند. خبرنگار باید مشکلات جامعه را عمیقاً مورد بررسی قرار دهد و در عین حال باید از منفی گرایی و عیب جویی پرهیز کند، خبرنگار باید به ایجاد امید ونشاط در اجتماع بپردازد همچنین باید با بهره گیری از ایجاد اتاق فکرهایی برای حل مشکلات جامعه راهکارهای مناسب عملی ارائه کند. و در عین حال پرده از توطئه های دشمنان اسلام و خائنان وطن بردارد. خلاصه اینکه به گفته بزرگان عرصه خبر و رسانه، خبرنگار نبض نظام است.

یک خبرنگار با تقوا و صالح ، به خوبی می تواند ، با عمل مناسب و منطقی خود در چارچوب شرع و قانون در خدمت اهداف و آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد.

http://www.cheshmalar.ir/sites/default/files/img_4889.jpg

 

*خبرنگاری عبادت است

مهدی در مورد رمز موفقیت خبرنگارمی گوید:به نظر من رمز موفقیت یک خبرنگار در تلفیق انگیزه، علاقه، شجاعت و ایمان به هدف مقدس است. در واقع اگر به کار خبری بعنوان بخشی از عبادت نگاه کنیم، خبرنگار معتقد باید با وضو سر کار خود حاضر شود.

*شهید باقری الگوی مهدی جدی است

الگوی مهدی جدی "شهید حسن باقری"است که در این باره می افزاید:بطور مسلم شهدای انقلاب و دفاع مقدس بهترین الگو برای نسل جوان هستند و در عرصه رسانه هم چنین شهدایی کم نیستند. شهید حسن باقری(غلامحسین افشردی) روزنامه نگار بود و کار خبری میکرد، در عنفوان جوانی وارد عرصه نبردی تحمیلی شد و به سرعت مدارج کمال را طی کرد بطوریکه یکی از فرماندهان افسانه ای ایران اسلامی شد و تمام این ها به خاطر کار خبری  و دیدگاه خبرنگاری وی بود همان کسی که اطلاعات عملیات را در جبهه ایران پایه ریزی کرد,

نباید از یاد سید شهیدان اهل قلم غافل شد، همان کسی روایت فتحش بعد از عروج، فتح الفتوح هایی را به ارمغان آورد.

غلامرضا رهبری که گزارش پیروزی های رزمندگان اسلام هنوز هم  با اینکه در آن زمان کودکی بیش نبودم در گوش هایم طنین انداز است.

کاظم اخوان که با رشادت هایش در ثبت لحظات حساس و یادماندگی جنگ شهره عام و خاص بود و با رفتنش به لبنان به همراه احمد متوسلیان به نگار بی خبر تبدیل شد و بالاخره محمود صارمی که روز خبرنگار در تقویم ما مدیون اوست.

*روزی که دوربینم را گرفتند برایم تلخ بود

مهدی از خاطرات تلخ و شیرین خود می گوید:هر لحظه کار خبرنگاری خاطره وتجربه است. یکی از خاطراتی که در ابتدا برای بنده بسیار تلخ و سخت بود، اما بعدها به تجربه ای شیرین تبدیل شد، خاطره توقیف دوربین عکاسی توسط یکی از مسئولین یکی از دانشکده های فنی اردبیل هنگام پوشش خبری جشن دانشجویی و سازه های ماکارونی  بود که بعدا این موضوع با اثبات شدن حسن انجام کار ختم به خیر شد.

خاطره بعدی به برگزاری اولین میزگرد دانشجویی در خصوص انتخابات مجلس برمی گردد که پس از کلی دوندگی و موفق به هماهنگی با مسئولان تشکل های دانشجویی شده بودم که بعد از اتمام برنامه موقع پیاده کردن میزگرد متوجه شدم رکوردر مورد استفاده باطری نداشته است.

مراسم تشییع شهدای گمنام دانشگاه محقق که هر لحظه اش خاطره فراموش ناشدنی است از تسطیح تپه نورالشهدا گرفته تا استقرار دیدبانان شهر در ارتفاعات علم و دانش، به خصوص که راوی هم بقیه الشهدایی چون حسین یکتا بود.

وقتی مراسم تشییع و تدفین شهدا به پایان رسید حاج حسین یکتا به رسم مهمان نوازی و صاحب مجلس عزا پایین تپه نورالشهدا ایستاده بود و سر روی همه  بچه را غرق بوسه می کرد وقتی به سمتش جهت عکاسی رفتم پیشانیم را بوسید. لحظاتی را که به خاطر کوتاهی قد نتوانسته بودم عکاسی کنم و برایم تلخ بود  به یکباره از ذهنم پاک شد. آنچه این خاطره را برایم جاودان ساخت، عشقی بود که در آن روز همه مردم با آن روبه رو شدند و آن عشق چیزی جز ارادت به شهدا نبود.

خاطره بعدی که تا آخر عمر فراموشم نمی شود به اعزام اولین گروه مردم اردبیل به دیدار مقام معظم رهبری مربوط می شود که شرح واقعه به قرار زیر است: صبح جمعه که مصادف با رحلت آیت الله مشگینی بود مشغول طراحی پوستر معظم له بودم که باطری گوشی تلفن همراهم تمام شد و با این خیال که روز جمعه است و فردا هم به مناسبت شهادت امام صادق(ع) تعطیل رسمی است و دانشگاه ها هم در تعطیلات تابستانی به سر می برند، کسی با من کاری ندارد بی اعتنا به گوشی مشغول طراحی شدم بعد از اتمام کار و درج در سایت متوجه 78 تماس بی پاسخ شدم که در تماس با یکی از شماره ها با خبر قرار گرفتن اسم من در لیست نفرات اعزامی با عنایت امام جمعه اردبیل رو به رو شدم.

*شیرینی کنکور آخرت

خاطره آخر که از شیرینی وصف ناشدنی برخوردار است مربوط به زمان پشت کنکوری می شود. چند روز پس از اعلام نتایج کنکور و مردودی من در اولین کنکورم زنگ در خانه به صدا درامد و پستچی بسته ای داد که درون آن جایزه مسابقه تفسیر دعای عهد قرارداشت و این مصادف با روز میلاد امام حسن علیه السلام،کریم اهل بیت بود که تلخی کنکور دنیا را به شیرینی کنکور آخرت تبدیل کرد.

 

مهدی در پایان از عطر بوی  خبرش می گوید:دوست دارم خبرهایم با بوی عرق جبین بچه های کارگری که در راه اعتلای وطن اسلامی ام می ریزد اغشته شود. و روزی برسد که جز اخبار موفقیت های ایران اسلامی در جهان و برقراری صلح و آرامش و سربلندی شعیان در جهان اخباری درج نشود.

انتهای پیام/

 

 

 

اشتراک‌گذاری

  • 	جدی ترین خبرنگار اردبیل+عکس

دیدگاه‌ها

  • وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما برای ما مهم است
شش منهای هفت