- گروه: فرهنگی
- کد خبر: 73419
- بازدید: 1,014
- 1404/09/14 - 10:19:00
یادداشت؛
امالبنینهای ایران زمین
امالبنین (س) و همه مادرانِ چشمانتظار شهدا در ایران زمین، با هم در یک چیز شریکاند: در مهر خالص، در اشک بیغرور و در ایمانی که تا ابد باقی است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، سمیه شاهی فعال رسانهای در یادداشتی برای امالبنینهای ایران زمین نوشت: چه زیبا دل از سوزِ دلی چنین گرمتر میشود با یاد بانویی که نامش «امالبنین» است؛ زنی که همه عشقش را وقف شاهزادگانِ معرفت کرد، زنی که مادر بود اما فراتر از مادر، مظهر وفا، تسلیم و اطاعت شد.
در روز وفاتش، مردم ایران، بهویژه مادران شهدا، او را الگوی خویش میدانند؛ زیرا همانند او دل از فرزند بریدند برای رضای خدا، اما روحشان هرگز از یادشان جدا نشد.
روز وفات امالبنین، روز مادران شهداست، مادرانی که بر داغ فرزند سکوت کردند و تنها با یاد اهل بیت آرامش گرفتند.
در اردبیل، در کوچههایی که هنوز بوی معرفت میدهد، سفرههایی گستردهاند به نام امالبنین؛ سفرههای ساده و بیریا، با نان، خرما و قند و چای، که برایش به نیت حاجت برپا میشوند.
مردم اردبیل به امالبنین قسم میدهند، به یادِ «عباس علمدار» سوگواری میکنند و هر حاجت را با زبانِ «ابوالفضل» میخواهند، چون باور دارند که درِ خانه امالبنین، بیپاسخ نمیماند.
او مادرِ وفاداری است که درس صبوری را به همه آموخت؛ با یادِ حسین، با عشقِ حضرت زهرا، با چشمی پر از اشک اما دلی طاقتدار؛ این بانوی بزرگ در اوج داغ، نگفت «پسرانم کشته شدند» بلکه گفت: «پسرِ زهرا، حسین، زنده باد!»و این یعنی او خود را در عشقِ اهل بیت فانی کرده بود.
و از مادری بنویسم، شبیه او، که در این خاک، عمرش را به انتظار سپری کرد؛ مادری که هر صبح، کنار پنجره، چشم به راه ماند تا شاید صدایی بشنود: «مادر، برگشتم!»
اما هر شب، تنها نجوا با ستارهها میکرد که پسرم میآید، من دلام گواهی میدهد…
سالها گذشت، مویش سفید شد، اما امیدش نه. تا آخرین لحظه، روحش همان ورد آشنا را میگفت :«پسرم برمیگردد…»
امالبنین و همه مادرانِ چشمانتظار، با هم در یک چیز شریکاند، در مهر خالص، در اشک بیغرور، و در ایمانی که تا ابد باقی ست.
دیدگاهها