- گروه: فرهنگی
- کد خبر: 74100
- بازدید: 85
- 1404/11/16 - 09:51:54
یادداشت؛
روایتسازی با خون؛ سلاح جنگ رسانهای
کشتهسازی، پدیدهای تازه در میدان رسانه نیست؛ الگویی تاریخی در جنگ روایتهاست که از جمل تا امروز تکرار شده است. جایی که مرگ انسانها، بهجای حقیقت و عدالت، به ابزاری برای تصویرسازی، مظلومنمایی و جهتدهی افکار عمومی تبدیل میشود.
در تاریخ آمده است که عمر بن عاص به عایشه گفت: «ای کاش در جنگ جمل کشته میشدی.» وقتی عایشه با تعجب علت را پرسید، پاسخ شنید که اگر چنین میشد، تو به هدف خود میرسیدی و ما نیز مرگت را بزرگترین ابزار برای تخریب و جنگ تبلیغاتی علیه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام قرار میدادیم. این جمله، عصاره یک تفکر رسانهای خطرناک است که در آن مرگ، نه بهعنوان فاجعه انسانی، بلکه بهعنوان سرمایه تبلیغاتی به حساب میآید.
همین منطق را مرحوم طبرسی درباره مروان بن حکم در جنگ جمل نقل میکند؛ جایی که مروان به سوی هر دو لشکر تیر میانداخت و میگفت هر کدام را بزنم، برای من پیروزی است. اگر از لشکر علی علیهالسلام کشته بگیرم، دشمن را تضعیف کردهام و اگر از لشکر خودی باشد، بعداً میتوانم همان کشته را علیه علی بن ابیطالب در جنگ روانی و تبلیغاتی مصرف کنم. این دقیقاً همان «کشتهسازی» و تولید مرگ برای مصرف رسانهای است.
امروز نیز در اغتشاشات و بحرانهای معاصر، همین الگو با ظاهری مدرن و رسانهای تکرار میشود. جریانهای تروریستی و شبکههای وابسته به آنها میکوشند از هر مرگ، هر حادثه و حتی هر ابهام، روایتی احساسی و مظلومنمایانه بسازند و آن را علیه جمهوری اسلامی ایران مصرف کنند. در این میان، حقیقت، عدالت و بررسی واقعیت هیچ اهمیتی ندارد؛ آنچه مهم است «تصویر» است، نه واقعیت.
در سواد رسانهای به ما آموخته میشود که رسانه لزوماً آینه نیست؛ گاهی «قاب» است. قابی که عامدانه انتخاب میشود تا احساسات را تحریک کند، عقل را کنار بزند و مخاطب را به نتیجهای از پیش تعیینشده برساند. کشتهسازی، یکی از خشنترین ابزارهای این قابسازی است؛ ابزاری که از انسان، فقط «سوژه» میسازد.
اگر قرار است در این جنگ روایتها قربانی نشویم، باید یاد بگیریم قبل از همدردی، تأمل کنیم؛ قبل از بازنشر، سؤال بپرسیم و بدانیم هر اشکی که از قاب رسانه میچکد، الزاماً از حقیقت نیامده است. حقیقت، معمولاً آرامتر از روایتها اما ماندگارتر است.
دیدگاهها