- گروه: سیاسی
- کد خبر: 74248
- بازدید: 490
- 1404/11/28 - 07:37:55
گزارش سبلانما از خانههای داغدار تا وحدت ملی؛
ایران زنده است و متوقف نمیشود
چهلم شهدای مظلوم حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، بهانهای شد برای بازخوانی روایتهای مردمی از ایستادگی، مظلومیت و وحدت ملی؛ روایتهایی که از خانههای داغدار تا خیابانهای پرشور ۲۲ بهمن، پیام روشنی داشتند: ایران زنده است و متوقف نمیشود.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، اربعین شهدای مظلوم حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، تنها یک تاریخ یادبود نیست؛ بلکه نمادی از تقابل دو اراده است؛ اراده ملت ایران در پاسداری از عزت و استقلال، در برابر اراده شوم جبهه آمریکایی ـ صهیونیستی که در پی بلعیدن ایران و تکهتکه کردن این سرزمین سربلند بود. در آن روزها، دشمنان با نقشهای ترکیبی از رسانه، عملیات روانی و تحریک اجتماعی کوشیدند آرامش ملی را به آشوب بسپارند؛ اما وطن، با خون و آگاهی فرزندانش، دوباره ایستاد.
کنفرانس مونیخ صحنهای عبرتآموز بود
در میانه این روایت، کنفرانس مونیخ نیز صحنهای عبرتآموز بود؛ جایی که چند چهره از ایرانیان وطنفروش اجارهای، به نام ایرانی، در برابر دلار و وعده، خواستار بمباران کشور خود شدند.
یکی از شهروندان اردبیلی در مصاحبهای با چشمانی پر از تعجب میگوید: «همهچیزمان را از همین خاک داریم، از همین مردم. چطور دلشان میآید برای پول، سرزمینشان را بفروشند؟ اگر ایران نباشد، تنمان مباد.
این تقابل تنها در عرصه سیاسی تعریف نمیشود، بلکه در عمق خانههای داغدیده متجلی است. صدای فداکاری فرزندان میهن، امروز در قالب روایتهایی تلخ، عاطفی اما استوار، بلندتر شده است.

وطنفروشان بشنوند؛ ایران میماند
مادری که خود فرزند دختری ندارد، میگوید: من و همه مادران این دیار، داغدار دختری هستیم که جرمش فقط خدمت به سلامت بیماران بود؛ مرضیه نبوی نیا را میگویم.
این شیرزن اردبیلی ادامه میدهد: دلم سوخت وقتی در شبکههای اجتماعی جشن تولد کودک این پرستار پرپرشده را نشان داد؛ جایی که کودک، جشن تولدش را روی سنگ قبر مادرش گرفت. سوختم، اما ارادهام برای دفاع از وطن و جلوگیری از تکهتکه شدن سرزمینم استوارتر شد.
او میافزاید: دلم سوخت برای کودکی که باید بیمادر بزرگ شود؛ کودکی که رفته بود بعد از پایان شیفت مادر، او را در آغوش بگیرد، اما فقط بوی مادرش را استشمام کرد. نگاه غمگینش دل هر بینندهای را میلرزاند.
این مادر اردبیلی با تأکید میگوید: از همینجا به خائنان وطنفروش میگویم؛ ایران زنده و پایدار است و داغدار تمام مرضیهها و دیگر شهدایی است که مظلومانه به شهادت رسیدند.

مادر شهید امیرحسین میرزایی: گریه نکردم تا دشمن شاد نشود
«امیرحسین مثل بقیه بچهها نبود؛ خیلی کمحرف بود، آرام و مؤدب. حتی وقتی با ما که پدر و مادرش بودیم حرف میزد، صدایش را بالا نمیبرد. حیا داشت.»
اینها روایتهای مادری است که فرزند جوانش در اغتشاشات دیماه پرپر شد، اما قامت صبرش خم نشد.
مادر شهید امیرحسین میرزایی از روزی میگوید که دلش بیقرار بود: همان روزی که امیرحسین از خانه بیرون رفت، دلم شور میزد. حس عجیبی داشتم. رفتارش فرق کرده بود؛ مهربانتر شده بود. با همه مهربان بود، اما آن روز انگار مهربانیاش بیشتر شده بود.
او از صبری میگوید که آگاهانه انتخابش کرد؛ صبری برای دشمنشاد نشدن: در مراسم، گریه نکردم. دلم آتش بود، اما اشک نریختم. نمیخواستم دشمن خوشحال شود. میخواستم بدانند مادر شهید، محکم ایستاده است.
مادر شهید از خوابی سخن میگوید که سالها پیش دیده بود؛ خوابی که تعبیرش را روز شهادت فهمید. این مادر صبور و داغدیده میگوید: چند سال قبل خوابی دیدم. زنی در خواب به من گفت روزی روضهٔ علیاکبر میخوانی. گفتم من مداح نیستم. آن زمان نفهمیدیم یعنی چه… اما روزی که پیکر امیرحسین را آوردند، تازه همهچیز روشن شد.
لحظه وداع، برایش شبیه کربلا بود: وقتی پیکر امیرحسین را روی زمین گذاشتند، نتوانستم اسمش را صدا بزنم. زبانم نمیچرخید. فقط برای علیاکبر(ع) لالایی خواندم. انگار امیرحسین، علیاکبر من شده بود.
پدر شهید امیرحسین میرزایی نیز با اشاره به مسیر زندگی فرزندش میگوید: امیرحسین از نوجوانی در پایگاه بسیج فعال بود. برای خدمت سربازی به زابل و زاهدان و مرز افغانستان رفت. بعد از پایان خدمت، با علاقه وارد نیروی انتظامی شد. دلش میخواست خدمت کند؛ جهادی بود، اهل مسجد و دلسوز مردم.
او با افتخار ادامه میدهد: بچهای خوشرو، مهربان، دوستداشتنی و عاشق خانواده بود. همه دوستش داشتند. امروز با افتخار میگوییم فرزندمان در راه حق و حقیقت، برای این کشور و نظام، با اعتقاد قلبی به ولایت فقیه، به شهادت رسید.
شهید امیرحسین میرزایی در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در شهرستان گرگان، به دست اغتشاشگران و عوامل تروریستی وابسته به رژیم صهیونیستی به شهادت رسید؛ شهادتی که خانوادهاش آن را پایان نمیدانند، بلکه ادامه راه حق میشمارند.

حقیقت روشن است؛ دشمن از ریختن خون ایرانی ابایی ندارد
مرد میانسالی که مدافعان وطن را فرزندان خود میداند، با صدایی صلابتمند میگوید: نمیدانم چه بر سر آن کودکانی آمد که به جرم دفاع از وطن، زندهزنده سوزانده شدند. اینها را به خاطر چه چیزی از ما گرفتند؟ اینها فرزندان این خاک بودند که برای آرامش مردم ایستادند.
به گفته او، این روایتهای تلخ، حقیقت ماهیت دشمن را برملا میکند؛ دشمنی که از خون کودکان و مظلومیت زنان، ابایی ندارد.
مرد میانسال اردبیلی، بغضآلود از وحدت نسلها سخن میگوید: ما در روزهای اول انقلاب جنگیدیم؛ امروز پسرانمان کنار ما ایستادهاند. ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ فقط یک جشن نبود، نمایش وحدت بود؛ مردم همه با هم گفتند ایران زنده است.
او ادامه میدهد: قیام و خروش مردم در ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ پاسخی قاطع و آگاهانه به پروژهای بود که میخواست تصویر فروپاشی بسازد. پیام این حضور از دلهای آتشین برخاست؛ اینکه ایران خانه ماست و نسل دیروز و امروز، دوشادوش هم ایستادهاند.

ایران همچنان خانه امن نسلهای فردا است
جوانی از نسل حضور میگوید: ایران از خون شهیدانش جان میگیرد؛ از فرزندانی که با ایمان و باور، تا آخرین قطره خون برای دفاع از وطن ایستادند و نام خود را در تاریخ این سرزمین ماندگار کردند.
به باور او، این ایستادگی فقط روایت گذشته نیست؛ بلکه حقیقتی زنده است که در رگهای جامعه جریان دارد. خون شهیدان، سرمایهای است که ایران را در برابر طوفانها استوار نگه داشته و مسیر آینده را روشن کرده است.
او تأکید میکند: امروز نیز جوانانی هستند که خواهند ایستاد تا آخرِ آخر؛ تا سایه ایران بر فراز این خاک باقی بماند و این سرزمین، همچنان خانه امن نسلهای فردا باشد.

ما یک ملتیم
دختری که که پرچم سه رنگ بر تن پوشیده، میگوید: قطعا چهلم شهدای امنیت نه فقط یک مراسم، بلکه نقطهای تازه برای بازخوانی مفهوم امنیت ملی از جنس ایمان مردم بهشمار میآید؛ جایی که مجاهدت، دلدادگی و بصیرت در هم میآمیزند.
او ادامه داد: استمرار همدلی ملی و تبعیت از رهبری حکیم انقلاب، بزرگترین سد در برابر فتنههای آینده و ضمانت پیشرفت این سرزمین خواهد بود.
این جوان اردبیلی با اشاره به حماسه شکوه ۲۲ بهمن میگوید: این شکوه فریاد واحد یک ملت بود که میگوید: از ایران، جان؛ از وطن، ایمان؛ و از خون شهیدان، مسیر فردا و ایران اسلامی با همه زخمها و داغها، ایستاده و ادامهدهنده راه خویش است و ایران متوقف نمیشود.
او گفت: در برابر همه توطئهها، این پیام همچنان بلند و روشن طنینانداز است: ما یک ملتیم.
انتهای خبر / ش
دیدگاهها