سبلان ما

پایگاه خبری تحلیلی

سبلان ما

جمعه 23 مرداد 1405
  • گروه: سیاسی
  • کد خبر: 75729
  • بازدید: 641
  • 1405/04/11 - 07:33:25

سید علی راهت تا ابد زنده است؛

قصه مردمی که ایستادن را انتخاب کردند

قصه مردمی که ایستادن را انتخاب کردند

در این میدان کسی با شهدا خداحافظی نمی‌کند. اینجا می‌گویند: به امید دیدار، به امید پیروزی خون بر شمشیر، به امید دیدار در میدان‌های شهادت؛ آنها فریاد می‌زنند: سید علی راهت زنده است، این راه تا ابد ادامه دارد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «سبلان ما»، صدای گام‌ها از دور می‌آید. خیابان هنوز بیدار است.  
بیش از صد و بیست روز است که مردم، شانه‌به‌شانه، در میدان‌ها و خیابان‌ها ایستاده‌اند؛ با مشت‌های گره‌کرده، با نگاه‌هایی قاطع، با صلابت مردمی که نه تهدید می‌شناسند و نه از آتش و بمباران هراس دارند.  
شهر بوی مقاومت گرفته است.  

پرچم‌ها در باد می‌رقصند و فریادها در دل شب می‌پیچد: راه سید علی تا ابد ادامه دارد.

مردم آمده‌اند تا یک جمله را فریاد بزنند؛ که این راه متوقف نمی‌شود.راه مردی که جانش را فدای ایران کرد، ادامه دارد.

در میان جمعیت، دختر جوانی با چفیه‌ای بر دوش و مشتی گره‌کرده مقابل دوربین می‌ایستد. صدایش محکم است: این مشت گره‌کرده فقط یک حرکت نیست؛ نماد رهبری است که جانش را فدای ایران کرد. ما با همین مشت‌های گره‌کرده یاد گرفتیم چطور بایستیم. این فقط شعار نیست، سبک زندگی ماست؛ با عزم جزم، با اراده قاطع. ما مرگ بر آمریکا را زندگی می‌کنیم، نه فقط فریاد.

کمی آن‌طرف‌تر، مردی از اردبیل، با صورتی آفتاب‌سوخته و چشمانی اشک‌آلود، آرام اما استوار سخن می‌گوید: حسینی‌وار زیست... حسینی‌وار هم شهید شد. او اولین جان‌فدایی انقلاب و کشور شد. ما راهش را ادامه می‌دهیم؛ نه یک قدم جلوتر، نه یک قدم عقب‌تر. راهت ادامه دارد. ما راه رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب را ادامه خواهیم داد.

جمعیت یک‌صدا شعار می‌دهد.صدای «لبیک» در خیابان می‌پیچد. هیچ‌کس قصد عقب‌نشینی ندارد.


مردی میانسال، در حالی که پرچمی را در دست گرفته، می‌گوید: امروز ما راه رهبر شهیدان را با حفظ اتحاد و وحدت ادامه می‌دهیم. نمی‌گذاریم تفرقه‌افکنان به هدفشان برسند. تا جان در بدن داریم، پیرو امر رهبری خواهیم بود. ما در خیابان‌ها می‌مانیم تا لحظه‌ای که رهبری فرمان دهد، و پوزه دشمن را به خاک می‌مالیم.

صدای جمعیت بلندتر می‌شود.زن‌ها، مردها، نوجوان‌ها... همه آمده‌اند.  
نسلی که ایستادن را انتخاب کرده است.

دختر نوجوانی با صورتی مصمم می‌گوید: با مقاومت، با ایستادگی، با خالی نکردن میدان، راه رهبر شهیدان را ادامه خواهیم داد.

در گوشه‌ای دیگر، مادری اردبیلی فرزندش را در آغوش گرفته و با چشمانی اشک‌بار اما استوار می‌گوید: راه رهبر شهید را ادامه می‌دهیم تا جان در بدن داریم. خواسته رهبر شهیدان از جوانان، تحصیل، تهذیب و ورزش بود. هر کسی باید خودش را در این سه عرصه تربیت کند تا ایران سرافراز جاودانه بماند.

باد در خیابان می‌پیچد. پرچم‌ها بالا می‌روند. و نوجوانی با صدایی لرزان اما پرغرور فریاد می‌زند: مبارزه با استکبار را ادامه خواهیم داد. قول می‌دهم راهت را، آقای من، نسل به نسل ادامه دهیم. این راه تا ابد ادامه دارد.

و مردم، میان اشک و شعار، زمزمه می‌کنند: هرچند از داغ غمت سوخته‌ایم  ای کوه، به شوکتت نظر دوخته‌ایم.

این روزها و این شب‌ها، خیابان فقط خیابان نیست؛ میدان روایت مردمی است که باور دارند خون بر شمشیر پیروز خواهد شد. اینجا کسی با شهدا خداحافظی نمی‌کند. اینجا می‌گویند: به امید دیدار... به امید پیروزی خون بر شمشیر...  به امید دیدار در میدان‌های شهادت...

و آخرین شعار، آرام‌آرام در شهر طنین می‌اندازد: بر روی قلب میهن حک کنید؛ مرد بود رهبرم...  از خطر فرار نکرد.


انتهای خبر/ ش

اشتراک‌گذاری

  • قصه مردمی که ایستادن را انتخاب کردند

دیدگاه‌ها

  • وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما برای ما مهم است
جهت بازسازی کلیک نمایید